قالب وبلاگ

تحقیقات آموزشی   EDUCATIONAL RESEARCH
Educational Research  تحقیقات آموزشی سنجش و اندازه گیری آموزش تدریس روش تحقیق 
لینک های مفید

اصول آموزش و پرورش

الف) اصل تلاش و فعالیت

ب) اصل اجتماعی بودن

ج) اصل تفرد

د) اصل کمال و تمامیت

و) اصل حریت

ه) اصل سندیت

ی) اصل تناسب عمل و وضع

///////////////////////////////////////////////////////////

اصول آموزش و پرورش

 

اصل در لغت به معنای ریشه درخت و نیز به معنای مبناست؛ یعنی مبنای چیزی است که چیز دیگری بر آن مبتنی است. فیلسوفان و عالمان تعلیم و تربیت آن را برابر با معنای منشا و مصدر می دانند و به این اعتبار، اصل، منشا و سرچشمه رفتار یا فعالیت را نشان می دهد؛ مانند «اصل رفتار» که منشا اساسی رفتار را بیان می کند.3 اصول، بنیاد و مبنای عمل و رفتار مربی و شاگرد است و تکیه گاه های نظری و یا رد مجموعه قضایا و قضاوت های روشن و قطعی است که تمام فعالیت های آن علم، بر آن مبتنی است.4

اندیشمندان تعلیم و تربیت، اصول تربیت را تحت عناوین مختلف ذکر کرده اند که برخی عبارتند از:

الف) اصل تلاش و فعالیت

اصل فعالیت، از اصول پذیرفته شده نزد اندیشمندان تعلیم و تربیت است. مقصود از این اصل، این است که تدبیر تربیتی، باید همراه عمل باشد و به بیان نظری اکتفا نشود؛ بلکه تدبیر تربیتی، با عمل آغاز شود و مربی و معلم بکوشد تا شاگرد به فعالیت و تلاش بپردازد و از راه فعالیت خویش، به شناخت های جدید دست یابد. با توجه به این اصل، اگر کودک از آغاز بر فعالیت و تلاش خود تکیه نماید، در آینده نیز به تلاش خویش می اندیشد و شخصیت او بر این اصل سازنده، استوار می شود؛ زیرا «به عمل کار برآید، به سخنرانی نیست».5

ب) اصل اجتماعی بودن

انسان، موجودی اجتماعی است و شخصیت او در اجتماع ساخته می شود. اندیشمندان تعلیم و تربیت با در نظر گرفتن این بعد انسان، اصل اجتماعی بودن را پذیرفته اند. اصل اجتماعی بودن عبارت است از: پرورش انگیزه اجتماعی انسان، ایجاد زمینه پیوستن افراد به جامعه و اجتماع، پرهیز دادن آنان از تک روی و انزوا گزینی، آماده ساختن آنان برای داد و ستد اجتماعی، آشنا ساختن شاگردان با وظایف و مسئولیت های اجتماعی و ایجاد روحیه سازگاری اجتماعی.6

ج) اصل تفرد

تفرد از اصول بنیادین تعلیم و تربیت و بدین معناست که هر انسانی هرچند با دیگران شباهت هایی دارد، اما دارای خصوصیات جسمی، ویژگی های روانی و توانایی های ویژه ذهنی، هوشی و ادراکی است که او را از دیگران، ممتاز می سازد و موجب می شود تا او موجودی مستقل و فردی خاص باشد. این ویژگی ها به منزله تفاوت های فردی در باب شخصیت، از دیدگاه روان شناسان نیز مورد توجه است.7

ابن مسکویه نیز در کتاب تهذیب الاخلاق می نویسد: «و تو با تامل در اخلاق کودکان و آمادگی شان برای تادیب شدن یا گریزان بودن از این امر و از حالات متفاوت در آنها، می توانی به تفاوت مراتب افراد، در پذیرش خوی ها و شایسته و یکسان نبودن آن، پی ببری».8

د) اصل کمال و تمامیت

اغلب کودکان، به تبعیت از وضع محیط، به ارزش های منفی و امور ناشایست می گرایند و برعکس، به ارزش هایی که متضمن کمال انسان و مستلزم فایده آتی است، توجهی ندارند. بنابراین لازم است که لذات آنی آنها، فدای آینده شان شود؛ تا مستعد ادراک ارزش هایی شوند که تعدیل کننده زندگانی است.9

و) اصل حریت

از لحاظ فلسفی، آزادی، همچون تعلیم و تربیت، از مهم ترین حقوق آدمی است؛ به طوری که تصور انسان واقعی، بدون برخورداری از آزادی، امکان پذیر نیست. از طرف دیگر، مشاهدات و آزمایش های روان شناسان نشان داده که آدمی فطرتاً و از بدو تولد، طالب آزادی است و هرچه آزادی اش را محدود کند، موجب درد و رنج اوست.10 آزادی، شرط ضروری سعادت فرد و اجتماع است؛ اما نباید تصور کرد که در آزادترین اوضاع همه، افراد یکسان رشد می کنند؛ زیرا همه استعداد یکسان ندارند؛ ولی همه به کمالی که استعداد آن را دارند، می رسند. جای خوش وقتی است که رشد همه افراد، در یک جهت نیست و در یک جهت هم همه استعداد یکسان ندارند؛ زیرا از تنوع استعدادها، تنوع کارها و تخصص وظایف، پدید می آید و رنگارنگی تمدن، نتیجه آن است.11

ه) اصل سندیت

تعلیم و تربیت از نهادهای مهم اجتماعی است و از آن جا که انسان برای حفظ سنت ها ناگزیر است محافظه کار باشد، خواه ناخواه به سوی روش های استبدادی متمایل می شود. نوزاد ابتدا در خانواده، سپس در مؤسسات تربیت و سرانجام به صورت بزرگسال در محیط اجتماعی، همواره یوغ تبعیت را برگردن دارد. اطاعت از والدین و مربیان و رعایت سنت ها و قوانین، واقعیتی است که آدمی، حتی در بزرگسالی، به ندرت قادر است از زیر بار آن شانه خالی کند. اطاعت در زندگی آدمیان، قاعده است و تنها استثنایی که در مورد آن وجود دارد، حالتی است که فرد با ادراک ارزش ها و گرویدن به نظام ارزش های اجتماعی آن ها را از آن خود می کند و چون خود به صورت حامل ارزش ها و ارزشمند شد، از نظر اجتماعی تربیت شده محسوب می شود؛ ولی اطاعت، همچنان صورت ظاهر خود را حفظ می کند؛ با این تفاوت که ابتدا تحمیلی و ارزش آن بیرونی است و بعد مقبول و انگیزه آن درونی است و تنها در این حالت اخیر است که آدمی با اطاعت از قوانین مورد قبول خویش، از نظر اخلاقی، آزاد به شمار می آید.12

ی) اصل تناسب عمل و وضع

برای طرح هر مسئله و برای یادگیری هر مطلب، ساعت مناسبی وجود دارد. سن معینی برای تحصیل علوم و سن خاصی برای درک آداب و رسوم اجتماعی وجود دارد. همچنین موقع خاصی برای داستان ها و زمان مناسبی برای رسیدن به مفهوم خدا - بدون این که به بت پرستی منتهی شود - وجود دارد. دوره ای برای پیروی از منطق و استدلال و دوره دیگری برای پیروی از علاقه و رغبت یافت می شود؛ اما قبل از آن که موقع چیزی فرا رسیده باشد، باید مقدمات آن را آماده کرد. پیش از آن که با کودک، براساس منطق سخن بگوییم، باید او را برای درک استدلال و سخن منطقی، آماده کنیم و او را برای قصه گویی، حکایت، معاشرت و برای درک خدای تعالی، آماده کنیم.

 

 اصل مهم در آموزش و پرورش  

1 : اصل فعالیت :

2: اصل کمال[1] :

3 : اصل آزادی :

4 : اصل سندیت :

5 : اصل تفرد :

6 : اصل اجتماع :

7 : اصل ادامه یا پیوستگی:

8 : اصل تأثیر متقابل:

9 : اصل کنترل اجتماعی[2]:

10 : اصل مربوط به هدف[3]:

 

اصول ذیل در جهت داشتن شهروند حرفه ای گام بر می دارد . با دانستن و عمل کردن به این اصول در مدرسه به سمت خود شکوفایی دانش آموزان حرکت نموده و باعث تغییر در مدارس و درنهایت جامعه خواهیم شد .

1 : اصل فعالیت :

براساس یافته‌های جدید زیست‌شناسی، روان‌شناسی و جامعه شناسی و پیشوایان مکتب عمل و تجربه انسان ذاتاً موجودی است فعال، که در جریان امور دخالت می‌کند تا دوام عمل خویش را تضمین نماید و تعادلی که بین او و محیط وجود داشته و به طور موقت بر هم خورده است را به حالت اولیه خودش برگرداند (شکوهی، مبانی و اصول آموزش و پرورش، 1369، ص 143).

براساس این اصل از جمله حقوق ابتدایی و مسلم شاگرد [کودک] این است که او را راحت بگذارند و به او اجازه بدهند که خود امتحان و آزمایش [تجربه] نماید و از نتایج فعالیت خویش برخوردار باشد. بر این اصل هرچه قدر کودک بیشتر به فعالیت بپردازد، از حس استقلال و اقدام برخوردار می‌گردد و در زندگی آینده به خود اطمینان پیدا می‌کند و کمتر به دیگران متکی می‌گردد. بنابراین باید به حال و آینده شاگرد [کودک] توجه نمود. چرا که برای کودک حال مطرح است نه آینده پس نباید فعالیت او را محدود کنیم.

بنابراین مطلوب این اصل چنین خواهد بود که ضمن این که اجازه می‌دهیم شاگرد [کودک] متناسب با خواست و میل خویش حرکت نماید باید سعی نماییم در صورت نیاز زمینه و موقعیتی نیز برای وی جهت فعالیت تدارک ببینیم. به عبارت دیگر مطابق این اصل فراگیران باید در فرآیند یاددهی ـ یادگیری درگیر شوند و این مستلزم به کارگیری رویکردها و روش‌هایی می‌باشد تا این امر را تحقق ببخشد. اصولاً این امر زمانی اتفاق می‌افتد که در فرآیند یاددهی معلمان:

1ـ دانش‌آموزان را به قبول مسؤولیت یادگیری واقف نمایند.

2ـ دانش‌آموزان را به تفکر وادارند.

3ـ راهبردها و فرصت‌های یادگیری گوناگون در اختیار شاگردان قرار دهند.

2: اصل کمال[1] :

دکتر هوشیار برای جلوگیری از افتادن محض دانش‌آموزان به دامن آنیت اصل کمال را مطرح می‌کند و می‌گوید، برنامه‌ی مدرسه و آیندة شاگرد نیز حقوقی دارند که تأمین آنها با پیروی از رغبت‌های آنی دانش‌آموزان میسر نیست. آموزگار علاوه‌بر هدایت متربی نماینده ارزش‌ها نیز هست. باید شاگردان را در جهت سیر تمدن سوق دهد و اعتبارات تمدنی را در ایشان زنده و سیال سازد و حتی غالباً هم شاید لازم آید که از لذت و سرور آنی طفل صرف‌نظر نماید و طفل را جهت زندگی آینده وی حاضر و آماده سازد.

آن‌چه از اصل کمال برمی‌آید این است که اولاً توجه به مسائل فرهنگی و آینده شاگرد متولیان تربیت را بر آن می‌دارد که به تدریج آشنایی کودکان با ارزش‌ها را در دستور کار و برنامه خویش باید قرار دهند. ثانیاً از پیروی مطلق و بی‌چون چرای فعالیت‌های کودکان باید خودداری نمود و در نهایت این که باید از محدوده فعالیت‌های کودکان کاست.

مطلوب اصل کمال این است که مربیان و متولیان تربیت باید چنان عمل نمایند که شاگر ضمن این که به زندگی کششی خویش می‌پردازد نسبت به ارزش‌ها، عقاید، اعتبارات، و خلاصه هر‌آن چه که مورد قبول و علاقه دیگران و جامعه است علاقه نشان دهند. و از حالت آنیت انسانی دیگر قدم بردارند. به عبارتی تمایلات مطلق طبیعی و جایگزین اهداف عالی و مترقی به جای آن باید مدنظر باشد (ملکی، مبانی و اصول تربیت، 1382، ص 150-140).

3 : اصل آزادی :

اصل حریت در این معنا است که فرد دارای توانمندی‌ها و استعدادهایی در وجود خود است و این از حقوق کودک است که آنها را بالفعل نماید. باید به او این اجازه داده شود که این استعدادها را شکوفا نماید. از این‌رو است که می‌گوید: «دانستن تنها در زندگی کافی نیست و توانستن و به کار بستن نیز لازم است برای نیل به پرورش واقعی باید طفل امروز و آدم بالغ فردا بتواند آن‌چه را خوب و پسندیده می‌داند تحقق دهد و از قوه و استعداد در طفل موجود است و این امر یک از حقوق شاگرد است که در مدرسه باید تأمین شود. مثلاً هر شاگرد به اموری مانند بریدن چوب و ... که مورد علاقه و رغبت وی است بپردازد و از هیچ کوششی خودداری نکند.

اگر این اصل را بخواهیم در مدارس امروز تعمیم دهیم باید بگویم که در مدارس باید شرایطی به‌وجود آید که کودکان با استفاده از ابزارهای مختلف آموزشی ـ امکانات مدرسه، کامپیوتر و ... در شکوفا کردن استعدادهای خود تلاش کنند.

مطلوب این اصل این است که شاگرد «خودکار» بار آید. و خود بتواند از این راه به، بالفعل کردن استعدادهای خود اقدام نماید.

4 : اصل سندیت :

آزاد گذاشتن شاگرد در بهره‌گیری از ابزارها و امکانات مدرسه برای او کافی نیست. بلکه باید در قالب برنامه‌ها و اهداف مدرسه عمل نمائید تا شایستگی ارتقاء به کلاس بالاتر را به دست آورد و از پس امتحانات و ... برآید. به عبارتی در اصل سندیت عبور از مراحل مختلف، ارزشیابی، امتحان و... کسب موفقیت مورد‌نظر است.

از‌ طرفی دکتر هوشیار تمرینات مدرسه‌ای را عامل سندیت و اعتبار می‌داند و آنها را برای تقویت نیروهای جسمانی و نفسانی و ایجاد عادات پسندیده لازم می‌داند (پشنین، ص 25).

مطلوب اصل سندیت در این است که رغبت‌ها و امیال شاگردان به تنهایی مبنای عمل قرار نگیرد. بلکه توجه به اهداف و برنامه‌های مدرسه و گذر از آنها که در راستای رشد دادن شاگردان تنظیم شده‌اند نیز باید موردنظر باشند که رعایت آنها اثر‌بخشی این اصل را ضمانت می‌نمایند. این قواعد عبارتند از: (شکوهی، مبانی و اصول آموزش و پرورش، 1368، ص 180-178).

ـ اعمال اصل سندیت باید صادقانه و از سر اخلاص و حسن نیت باشد.

ـ اعمال اصل سندیت باید توام با حس احترام باشد.

ـ اعمال اصل سندیت باید مانع فعالیت آزاد کودک نشود.

ـ اعمال اصل سندیت باید با توجه به میزان آمادگی کودک باشد.

5 : اصل تفرد :

طبق این اصل هر فردی از افراد حق دارد برای برنامه زندگی خویش اقدام نماید و طرحی با توجه به امیال و جهت سیر طبیعی احتیاجات خویش طراحی نماید و در برآوردن تمایلات شخصی و تأمین منافع خود تلاش کند (شریعتمداری،‌ اصول تعلیم و تربیت، 1380، ص 25).

مطلوب این است که به رغبت‌های شاگردان توجه گردد. اما این توجه باید به گونه‌ای باشد که حیات جمعی را به خطر نیندازد. و این اتفاق موقعی می‌افتد که هر فرد بخواهد مطابق با میل و منافع فردی خویش عمل نمایند.

6 : اصل اجتماع :

نظر‌به این که فرد به تنهایی قادر به ادامه حیات نیست و نتیجتاً اجتماع شکل می‌گیرد و در اجتماع نیز نهادها، سازمان‌ها و مؤسسات مختلف مسؤول ایجاد نظم اجتماعی و بقاء حیات جمعی محسوب می‌گردند و موفقیت آنها در این است که افراد از آنها تبعیت نمایند و دستورالعمل‌های آنها مدنظر قرار دهند.

مطلوب اصل این است که اولاً به عنوان نماینده اجتماع این حس را در میان شاگردان طرح و تقویت نمایند و آنها را با زندگی جمعی آشنا نمایند.

ثانیاً افراد گذشت داشته باشند و به خواست اجتماع تن دهند.

ثالثاً افراد منافع جمع را بر منافع فردی ترجیح دهند.

جان دیویی نیز اصول کلی آموزش و پرورش را به شرح زیر بیان کرده است:

7 : اصل ادامه یا پیوستگی:

اصل ادامه موردنظر دیویی بر عادت متکی است. وی در این خصوص می‌نویسد: «وقتی که عادت از‌نظر زیست شناختی تفسیر گردد. این اصل اساساً بر واقعیت عادت متکی است.

از این نظر اصل تداوم تجربه بدین‌معنی است که هر تجربه‌ای هم از تجارب قبل بهره‌ می‌گیرد و هم کیفیت تجارب بعدی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد (جان دیویی، ترجمه دکتر حسنی، تجربه و آموزش و پرورش، 136، ص 37).

از آن‌جا که تجربه صرفاً در درون فرد و در خلأ شکل نمی‌گیرد و در محیط اطراف فرد منابعی وجود دارد که باعث پدید آمدن تجربه می‌گردند که مدرسه باید آنها را متناسب با تجربیات قبلی شاگردان نموده و موجبات رشد آنها را در زمینه‌های مختلف تجربی فراهم آورد. بدون شک تجربیاتی که این خصوصیت را داشته باشند دارای اثرات تربیتی مناسب بود و تجربه آموزشی محسوب خواهند گردید (همان، ص 38).

8 : اصل تأثیر متقابل:

اصل تأثیر متقابل به این نکته می‌پردازد که برای آن که تجربه‌ای توسط شاگرد شکل بگیرد هماهنگی و درنظر گرفتن دو عامل یعنی شرایط عینی [محیطی] و درونی لازم می‌باشد. اگر آنها را با هم یا در حالت تأثیر متقابل در‌نظر بگیریم آن‌چه را که ما موقعیت می‌نامیم به وجود می‌آید. منظور از شرایط عینی یا محیطی آنهایی است که تنظیم شان در حیطه قدرت مربی است. منظور از شرایط درونی به ویژگی‌های فردی، ژنتیکی، توانایی‌ها، استعدادهای شاگردان می‌باشد که مربی نمی‌تواند در آنها دخل و تصرف کند.

بنابر آن چه که گذشت جهت تحقق اصل تأثیر متقابل متولیان تربیت به خصوص مربیان، مدیران مدارس باید ضمن شناخت از ویژگی‌ها، بهره‌ هوشی، استعدادها، توانمندی‌ها، علایق و تجربیات تک‌تک شاگردان و به وجود آوردن امکانات و زمینه مسأله منطبق با هر فرد موجبات کسب تجربه جدید را برای شاگردان فراهم آورند و آنان را یک گام به جلو برانند.

9 : اصل کنترل اجتماعی[2]:

بحث کنترل اجتماعی و اعمال این فکر و اندیشه از آن جا سرچشمه می‌گیرد که: افراد یک جامعه تنها برای خود تربیت نمی‌شوند و تنها برای خود زندگی نمی‌کنند و در جایی زندگی می‌کنند که روز‌به روز ارتباط بیشتری با دیگران دارند. آنها باید از امکانات محیط و جامعه استفاده کنند، جامعه نیز باید از توان آنها بهره‌گیری نماید. در این صورت بقای هر دو تضمین می‌گردد. وجود حالت بی‌تفاوتی در گروهی از افراد نسبت به مسائل جامعه را می‌توان نتیجه کم توجهی مربیان آنها به این امر دانست (مشیری، آموزش و پرورش، نشر رامگاه، ص 50).

کنترل اجتماعی در واقع بدون این که سد آزادی فردی گردد به فعالیت‌های افراد جهت می‌دهد و آنها را منظم می‌نماید.

در مدارس جهت اعمال کنترل اجتماعی مربی مسؤول است که درباره افراد و موضوعات درسی دانش کافی داشته باشد تا بتوانند فعالیت‌هایی را انتخاب کند که مربوط به سازمان اجتماعی که در آن افراد فرصت همکاری پیدا می‌کنند و فعالیت‌هایی که همه در آن شرکت می‌کنند خود عامل اصلی کنترل می‌باشند. همچنین مربی تا آنجا‌که می‌تواند علل طرز برخورد و رفتارهای متمردانه را کشف کند (همان، ص 59-58).

در نگاه دیویی در مدارس جدید فعالیت‌‌ها جنبه اجتماعی دارند. هر یک از افراد احساس مسؤولیت می‌کنند و فرصت کافی برای کمک به آنها تأمین شده است. روی همین زمینه طبیعت کار افراد نظم و تربیت لازم را به وجود می‌آورد. دیگر این که محیط مدرسه زندگی جمعی را به وجود آورد که طبعاً بچه‌ها با هم بسر می‌برند و با نظم و ترتیب خاصی فعالیت می‌نمایند. باید توجه داشت که زندگی جمعی خود به خود سازمان پیدا نمی‌کند. معلم یا مربی باید قبلاً درباره زندگی جمعی مدرسه فکر کند و نقشه‌های لازم را تهیه نماید.

10 : اصل مربوط به هدف[3]:

در دیدگاه جان دیویی اصل هدف متوجه این نکته می‌باشد که مدارس باید در یقین اهداف و راه‌های رسیدن به آن شاگردان نقش بیشتری قائل باشد. او شرکت شاگردان در شکل‌گیری اهداف را مناسب‌ترین نکته مدارس جدید عنوان می‌نماید (شریعتمداری، اصول تعلیم و تربیت، 1380، ص 75).

دیویی می‌گوید شکل‌گیری اهداف کار ذهنی نسبتاً پیچیده و متضمن موارد ذیل است:

1ـ مشاهده شرایط خارجی [محیط].

2ـ اطلاع از آن چه در شرایط مشابه گذشته اتفاق افتاده است.

3ـ قضاوت که موارد مشاهده شده و به یاد آمده را جمع‌بندی می‌کند.

11 : اصل مربوط به سازمان مواد درسی:

جان دیویی در خصوص محتوای کتب درسی معتقد است آن‌چه که تجربه را برای شاگردان سهل‌تر می‌نماید مربوط به کتب درسی است. حال این موضوع امکان دارد به شرایط عینی مربوط به مشاهده، حافظه، تخیل و ... باشد. وی جهت تدوین محتوای کتب درسی اصولی را مطرح می‌نماید که عبارتند از:

1ـ مواد درسی باید محتویات خود را از واقعیات روزمره‌ی زندگی و تجربیات عادی بگیرد. مواد درسی نظیر حساب، تاریخ، جغرافیا، علوم و ... باید محتویات خود را از تجربیات عادی زندگی انتخاب کنند).

2ـ تجربیات درسی کسب شده باید در زمینه‌ای وسیع‌تر مورد توجه قرار گیرد.

3ـ تجربیات علمی با تجربیات فردی ارتباط برقرار ‌کند.

4ـ محتوا باید به گونه‌ای باشد که فرد را با حقایق و قوانین و مقررات و اصول علمی و اجتماعی آشنا گردند (ملکی،‌ مبانی و اصول تربیت، 1382، ص 152).

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-bidi-font-family:Arial;}


موضوعات مرتبط: دانش آموزان و دانشجویان student، آموزش و پرورش تطبیقی، Educational planning     برنامه ریزی آموزشی، گروههای آموزشی Education Groups، آموزش  Education، خبر آموزشی   Education News، طراحی آموزشی   educational  Design
[ دوشنبه ۱۳۹۱/۰۲/۱۸ ] [ 4:40 ] [ مدیر گروه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

"تحقیقات آموزشی""آموزش و پرورش"  kharazmi"یادگیری  ""دانش آموز" معلم  "روش تدریس"مدیریت آموزشی "نظارت و راهنمایی"مدیریت  درس  برنامه ریزی ارزشیابی   تحقیق  پژوهش   "یاددهی و یادگیری""گروههای آموزشی" "تکنولوژی آموزشی"   معلمان  دین  مدیریت "برنامه ریزی" اختلالات یادگیری."Education" learning "student" teacher "teaching methods" "Supervision" course management planning exercise research study evaluating "teaching and learning" "educational research" "departments" "educational technology" teachers,learning disabilities.learning disorders
management "planning "Instructor Training
موضوعات وب
امکانات وب



در اين وبلاگ
در كل اينترنت