|
واحد نشریهی مجتمع علامه طباطبایی به همکاری مدیر
محترم دبیرستان واحد کارگرشمالی بر آن شدند تا جهت برخورد مناسب با تلفن
همراه که یکی از ضرورتهای دنیای معاصر شده است، زمینهی هماندیشی و
همکاری را بین مسئولان مدرسه و خانواده که دو رکن اساسی در تعلیم و تربیت
دانشآموزان هستند فراهم آورند. هر چند بیشتر اعضای این جلسه از اساتید
دانشگاه بودند و به نوعی هر کدام صاحب اندیشه و نظر هستند، اما در «شب
موبایل» از دو استاد محترم، خانم «دکتر مصفا» و آقای دکتر «تابعی» نیز دعوت
به عمل آمد تا در این نشست شرکت جویند. خانم دکتر مصفا عهدهدار شب
بیولوژیکی و دکتر تابعی متولی بحث فیزیکی و فرکانس و امواج الکترومغناطیسی
شد هر چند دکتر صادقی نیز به قول دکتر مصفا استاد فیزیک در این زمینه بود و
وزنههای علمی این بحث به سه نفر میرسید. البته بقیهی اعضا نیز قسمتهای
فرهنگی و روان شناسی را پوشش میدادند مثل خانم «درودی آهی» که با
کولهباری از اطلاعات علمی و جستوجوی اینترنتی آمده بود و دکتر «یمنیدوز»
که با پیشنهادات کاربردی و جمعبندیهای خود، هدایت کنندهی خوبی برای این
جلسه به نظر میرسید و وزنههای فیزیکی و پزشکی و روانشناسی و
جامعهشناسی را متعادل میساخت.
میزگرد در ساعت 5 بعدازظهر یکی از روزهای گرم
مردادماه در اتاق آقای موسوی، مدیر واحد کارگر شمالی با حضور همهی شش عضو
انجمن اولیا و مربیان و مدیر واحد و آقایان آزموده و هاشمزاده از اعضای
نشریه و دو مهمان عزیز؛ دکتر مصفا و دکتر تابعی آغاز شد.
آغازگر، بیان آقای موسوی بود که با توافق اعضا به
عنوان مدیر جلسه نیز انتخاب شد. ایشان با طرح مباحث قبلی در خصوص ضررها و
پیامدهای تلفنهمراه به خصوص در مدرسه جویای نظرات سایر اعضا دربارهی
یافتن راهکاری مناسب جهت برخورد با این تکنولوژی شدند: آیا باید محدودیت
ایجاد کرد؟ یا آزادی و دموکراسی را در این حیطه رعایت کرد و اگر هر گزینه
انتخاب میشود چه تبصرهها و موازینی را باید تصویب و رعایت نمود؟
برای خانم دکتر مصفا که فارغالتحصیل رشتهی
ایمونولوژی از دانشگاه شهید بهشتی بود و با پایهی 22 سمت استادی در
دانشکدهی پزشکی این دانشگاه را به عهده داشت. طرح مسایل بیولوژیکی و پزشکی
این حیطه با عنوان تاثیر امواج الکترومغناطیسی بر بافتهای زنده مناسب تر
از مسایل فرهنگی و روانشناسی بود، لذا در همان ابتدا از آقای موسوی خواست
تا مشخص کند که کدام حیطه، مد نظر است. آقای موسوی هر چند به دو بُعد علاقه
نشان داد، بیشتر بر بُعد فرهنگی تاکید داشت. اما صحبت آقای کلهر، بیشتر
مسایل فرهنگی را مطرح میکرد. ایشان بر این باور بود که باید در
 | یک
تحقیق زمینهیابی و بررسی کرد که چرا جوانان و دانشآموزان ما اینچنین
مجذوب موبایل هستند؟ از دلایلی که ایشان میآورد وجود خلاءهای روحی، عاطفی و
اجتماعی نسل امروز است. عدم همراه و دوست صمیمی نداشتن بچههای این نسل
موجب میشود تا تلفن همراه را انتخاب کنند. در قدیم سه نسل پسر، پدر و
پدربزرگ با هم بودند و اشتراکاتی داشتند اما بچههای امروز هیچ اشتراکی با
نسلهای قبل احساس نمیکنند و به نوعی هدایت فرهنگی آنها متزلزل شده است.
شاید نیز موبایل ملجاء و پناهگاهی برای فرار از فشارهای درسی باشد. در هر
صورت تحقیق و بررسی در این زمینه به صورت پرسشنامههایی با سئوالات چند
گزینهای و نیز «باز پاسخ» میتواند راهکار مناسبی برای حل این مساله باشد.
آقای صادقی دوباره مسیر بحث را عوض کردند و با اشاره به اینکه دکتر مصفا
دارای تحقیقات برجستهای دربارهی مسایل فیزیولوژیکی و ایمونولوژی
میدانهای مغناطیسی هستند چه خوب است که به مسایل پزشکی و بیولوژیکی موبایل
از زبان ایشان توجه نمود. البته، دکتر مصفا و دکتر صادقی برای یکدیگر
چهرههای شناخته شدهای بودند و دکتر مصفا ایشان را استاد فیزیک در این
خصوص میدانستند و به مدرسه نیز بابت داشتن چنین پدر دانشآموزی تبریک
گفتند. اما دکتر مصفا با توجه به مسایل پزشکی چنین گفتند: «ما شاهد افزایش
تومورهای مغزی و بسیاری از اختلالات دیگر همچون لوکمیای اطفال و سرطان
پستان در زنان هستیم که گزارشات حاکی از آن است که ارتباط مستقیمی با
میدانهای مغناطسی دارند. لذا تمام دنیا، این هشدار را جدی گرفتهاند که
موبایل فقط وسیلهی انتقال پیام به شمار میآید. اما متاسفانه در بین
فرزندانمان، شاهد آن هستیم که این وسیله جهت داستانگویی، درد دل کردن،
شیطنت و خیلی از موارد اینچنینی به طور طولانی مدت از آن استفاده میشود.
موبایل با داشتن فرکانسهایی 217 هرتز یکی از بانفوذترین و بدترین نوع اشعه
در نفوذ در بافتها و سلولهای زنده و تخریب آنها میباشد که بیش از این
در مورد مسایل علمی و آزمایشگاهی آن صحبت نمیکنم. اما باید دانست که
بچهها باید خود به آن آگاهی برسند و توصیهی مستقیم والدین فایدهای
نخواهد داشت. لذا باید از خودشان خواست تا در گوگل یا سایر موتورهای
جستوجوگر اینترنتی به تحقیق و بررسی در این زمینه بپردازند. ضمنا باید راه
ارتباطی با بچهها را نیز پیدا کرد و با زبان خودشان با آنها صحبت نمود.
مثلا اینچنین به آنها گفت که: خداوند مهربان در بدن ما نیز میدان
مغناطیسی قرار دادهاند، عضلات قلب، عضلات اسکلتی و مغز و به طور کلی هر
سیستم اجرایی که دارای نقل و انتقال الکترونیکی باشد دارای میدان مغناطیسی
است. اما در بدن، غدهی هیپوفیز که فرمانده مغز و مرکز کنترل رخدادهای
فیزیولوژیکی است هورمونی تولید میکند که اثر این امواج را از بین میبرد.
در طبیعت نیز میتوان نشانههای میدان مغناطیسی را یافت. هستهی مرکزی زمین
و کوسه ماهیها دارای میدان مغناطیسی هستند و یا باکتریها به سمت میدان
مغناطیسی در حرکتند. مهاجرت پرندگان یا حرکات مارماهیها نیز دارای
رفتارهایی متاثر از میدان مغناطیسی هستند. اما میدان مغناطیسی قوی اثر منفی
خود را برای انسان توسط از کار انداختن هورمون ملاتونین ایجاد میکند که
این عامل به تنهایی نمیتواند زمینهساز اختلال در افراد باشد بلکه وجود
عوامل دیگری همچون تحمل استرس توسط سلولها، استعدادهای ژنتیکی غلظت و
تراکم آهن، عفونتها، استرسهای غیرمغناطیسی میتواند موجب متحول ساختن
سیستم سلولی و ژنوم و جابهجایی آنزیمها در اثر میدان مغناطیسی باشد.
موبایل منبع بزرگی از میدانهای مغناطیسی است به گونهای که امروزه در
آزمایشگاهها برای ایجاد میدانهای مغناطیسی برای موشها دیگر نیازی به
هِلم هولتز نیست، بلکه از یک موبایل در بین موشها استفاده میشود.
آدمهایی که بیش از یک ساعت با موبایل صحبت میکنند دچار سردردهای شبانه
میشوند. چه بهتر است که این یافتهها را خود دانشآموزان از طریق پژوهش و
بررسی بیابند. متاسفانه مسالهی پژوهش در مدارس ما جدی گرفته نمیشود و
دارای ارزش و بهای زیادی نیست.
خانم درودی آهی که گویی با مطالعه و بررسیهای قبلی
و سئوالات از پیش تعیین شده در این جلسه شرکت کرده بود، سه سئوال متوالی
را مطرح کرد: اول آنکه: «توجیه بسیاری از فرزندان در کاهش خطرات موبایل
استفاده از هندزفری (WireLese) است، آیا توجیه مناسبی است؟» خانم مصفا در
جواب گفتند: «هندز فری و سایر وایرلسها یا گوشیها و وسایل الکترونیکی
بیسیم، دارای میدان مغناطیسی بیشتر و در نتیجه اثرات به مراتب بدتری
هستند. متاسفانه هندزفری بیشتر در دخترها رایج است. زیرا پوشش مقنعه،
گریزگاه خوبی برای فرار از نگاههای انضباطی مسئولان آموزش و پرورش مدرسه
است.» سئوال دوم: «تاکید بر عدم استفاده از موبایل برای بیش از 4 ساعت است.
آیا هر ظرف زمانی در استفاده از موبایل مخرب است، یا اینکه این محدودهی
زمانی قابل استناد است؟» جواب: «انسان هزارهی سوم هم از لحاظ جمعیتی
بسیار بیشتر شده است و هم از لحاظ ژنومی دارای تنوع و پیچیدگی بیشتری است و
هر انسانی «فایل ژنومی» خاص دارد که این امر به تنوع ازدواجهای بین نژادی
و فرانژادی امروزه بر میگردد که منجر بدان میشود تا افراد به انواع
محرکها و استرسهای سلولی و فیزیولوژیکی بسته به وضعیت فردی ژنتیکی پاسخ
دهد. یک المنت خاصی در ژنوم انسان وجود دارد به نام «المنت پذیرندهی استرس
مغناطیسی در انسان» که میدان مغناطیسی میتواند فعالساز این المنت ژنی
باشد. در اثر فعال شدن این المنت ژنی، وقایع نابهنجار منجر به نابودی سلول
یا تکثیر بیرویه سلول یا همان سرطان میشود. البته در برخی از افراد وجود
یک ژن رگولاتور میتواند اثر مخرب آن ژن را کنترل کند. تفاوت افراد از لحاظ
مبانی ژنتیکی منجر بدان میشود که علم نتواند جواب مشخصی بدین سئوال دهد و
دیگر صحبت از درمان بیمار نیست بلکه «درمان بیماری است». البته صحبتهای
دکتر تابعی نیز جنبهی تکمیلی داشت: «در توجیه آثار خطرناک موبایل برای
بچهها، بهتر آن است که گفته شود در پزشکی دو نوع رابطه بین عامل مخرب و
آثار مربوطه وجود دارد: 1- رابطه علیتی یا Deterministic: شامل رابطهی
موجود بین میزان خاص سم و مرگ که در بین همه افراد و در همهی جوامع از یک
قانون مشخص تبعیت میکند. 2- رابطهی آماری یا غیر علیتی که آثار تخریبی
موبایل در این حیطه قرار میگیرد. شاید اشعه یونیزان موبایل احتمال بروز
ضایعه را بالا ببرد، اما به طور صددرصد ایجاد کنندهی اختلال نیست. مثل
سیگار کشیدن که دیده میشود فردی 40 سال سیگار کشیده و سرطان ریه نگرفته
است اما سرطان در سیگاریها بیشتر است».
سئوال سوم: «آیا برای
استفاده از موبایل محدودهی سنی وجود دارد، یعنی میتوان گفت در یک سن خاص
به پایین اثرات تخریبی موبایل بیشتر است؟»
نظر دکتر مصفا: «هر چه فرد جوانتر، آثار تخریبی
موبایل بیشتر! همهی اختلالات، بدخیمیها و بیماریهای بحرانی در سنین
جوانی سریعتر فرد را از پای در میآورد.» دکتر مصفا در ادامه به مطلب
متفاوت و جالبی اشاره کردند: «بین میزان آهن خون و تاثیر تخریبی میدان
مغناطیسی ارتباط مثبتی وجود دارد. غلظت آهن در نفوذپذیر کردن بافتها در
مقابل امواج الکترومغناطیسی موثر
است.
امروزه جوانان غذای بدون گوشت را قبول ندارند. در صورتی که علم پزشکی ثابت
کرده است که آهن کمتر منجر به سلامت و طول عمر بیشتر میگردد و آهن بیشتر
میتواند زمینهساز پرفشاری و بیماریهای متابولیکی باشد». دکتر تابعی
فیزیکدان، هر چند سعی میکرد ساده صحبت نماید اما برعکس دکتر مصفا با به
کار بردن اصطلاحات خاصی، به همراه دکتر صادقی کمی فضای میزگرد را علمی و
سنگین کرد. وی اینگونه صحبتهای دکتر مصفا را دنبال کرد: «قبل از هر چیز
باید به امواج مایکرور در موبایل و اندر کنش آن با محیط زنده و سپس به آثار
بیولوژیکی احتمالی آن پرداخت و به جنبههای مفید و مضر این اندر کنشها
اشاره نمود. در جامعه آنچه جا افتاده است این است که اشعههای یونیزه
کننده همانند اشعهی x مضر هستند اما سایر اشعهها همانند امواج موبایل که
جز اشعههای غیر یونیزه کننده هستند و به آنها توجه نمیشود ضرری ندارند،
در صورتیکه این یک باور نادرست است. امواج غیر یونیزان دارای اندر
کنشهای مضر با محیط بیولوژیکی هستند، امواج الکترومغناطیسی جزو این امواج
هستند. البته باید به بچهها گفت که خیلی از این اشعهها احتمال بروز ضایعه
را بالا میبرند، نه حتم بروز آنرا. فرکانس 217 هرتز موجود در موبایل در
جمعیت دانشآموزان بدون توجه به آثار غیرحرارتی آن احتمال افزایش عدم ترمیم
رادیکالهای آزاد را ایجاد مینمایند. این امواج در بچهها اختلالاتی را
ایجاد میکند همچون اختلال در نظم و فعالیتهای روزمره مثل خواب، اشتها،
اختلال در ترشح هورمونها مثل هورمونهای استرس (برخی هورمونها مستقیم
ترشح مشخصی دارند: این هورمونها در صبح بیشتر ترشح میکنند و به تدریج
ترشح آنها کم میشود).که این اختلالات هورمونی به دلیل تاثیرات خاص هورمون
در بدن اثرات قبلی دیگری نیز دارد. همچنین دارای آثاری بر سسیتم عصبی مغز
است: احساس تینگ لینگ در گوش یعنی صدای خاص در گوش شنیدن. مدت زمان استفاده
از موبایل به خصوص زیر 14 سال کاهش مییابد، زیرا هر چه سن جوانتر باشد،
QF یا ضریب کیفیت تشعشع به مقدار زیادی بالاتر میرود. صحبتهای دکتر
یمنیدوز در خصوص سلامت فرهنگی و توجه به مبانی آموزشی تعادل میزگرد را
دوباره احیاء میکند. نگرانی ایشان به این بر میگشت که نحوهی اطلاعرسانی
مناسب برای بچهها چگونه باشد که نه به دلیل بیماریهای خاص ایجاد شده به
وسیلهی موبایل دچار استرس و نگرانی در استفاده از آن شوند و نه بهدلیل
سادهانگاری مطالب بیتفاوت از کنار آن رد شوند، که البته به دو مسیر نیز
اشاره میکند: 1-تعیین وقت آزاد برای مطالعات غیردرسی 2- ایجاد جلساتی با
حضور دانشآموزان و سخنرانی خانم دکتر مصفا و آقای دکتر تابعی بر آنها.
خانم مصفا در جواب گفتند: «به نگرانی برخی دانشآموزان توجه داشته باشید».
اثرات موبایل فقط به سرطان و بیماریهای لاعلاج بر نمیگردد، اختلال خواب،
افزایش هورمونهای جنسی و به تبعِ آن، افزایش میل و رفتار جنسی و ایجاد
بلوغ زودرس و تمایل به دیدن تصاویر و عکسهای خاص، افزایش کاذب اشتهاء و
چاقی از دیگر عوارض موبایل است که چه بهتر آنکه خود نوجوانان عزیز از طریق
جستوجوی اینترنتی به این یافتهها دست یابند.
دکتر تابعی نیز با رویکردی روانشناسانه یه تعریف
یکی از متخصصین در کنگرهای در نورنبرگ، یادگیری و دانستن را تغییر رفتار
میدانست و معتقد بود که یادگیری باید هدایت شده باشد. یعنی یکطرفه نباشد
که مجموعهای از اطلاعات از پیش تعیین شده به دانشآموزان داده شود، بلکه
باید ترغیب شوند که پیش از شروع کلاس با یکسری سوال و آیا میدانید (do
you know ) به کلاس بیایند. سوال مهمتر از خود مطلب است و معرفی سایت
بهعنوان یک تکلیف خانگی درنظر گرفته شود. ایشان، تغییر رفتار را عدم صحبت
با موبایل نمیدانستند بلکه کم شدن تدریجی میزان مکالمه با موبایل را
خواستار شدند.
آقای صادقی به تبعیت از صحبتهای آقای تابعی ادامه
دادند: «براساس صحبتهای دکتر تابعی باید دستورالعملهای خاصی را برای
مجتمع در نظر گرفت. دروسی همانند فیزیک، که در ارتباط با امواج
الکترومغناطیسی هستند، باید به این بحث روی آورند. امواج الکترومغناطیسی از
مهمترین پدیدههای طبیعت هستند که از اندازههای ریز مایکروسپکی تا
اندازههای بزرگ سیاهچالهها و... را در برمیگیرند. این امواج از فرکانس
صفرجریان باتری شروع میشود و تا انرژی و امواج الکتریکی، رادیویی،
موبایل،تراهرتز، ماوراءبنفش، نور مریی، اشعهی گاما و اشعهی کیهانی، ادامه
مییابد. همچنین موارد این در دروس بیولوژیکی و زیست شناسی نیز به نوع
خود قابل طرح است. ایشان نیز با تایید صحبتهای دکتر تابعی به طرح
سئوالهای هدایت شده در امریکا، وجود سایتهای کاملا آموزشی در آنجا اشاره
کردند. ضمن آنکه تاثیرپذیری بیشتر معلمها نسبت به والدین را نقطه اتکاء و
قوتی برای آموزش و پرورش میدانستند.
آقای یمنیدوز به 4 پیشنهاد کلیدی اشاره کردند که
بخشی از آنها به مدرسه، بخشی نیز به خود اولیاء برمیگشت: 1- پیام رسانی و
اطلاعدهی به دانشآموزان در قالب فعالیتهای فرهنگی. 2-دعوت از یکی از
دانشجویان دکتر مصفا یا دکتر تابعی و پیوند دهی وی با مسئول فرهنگی جهت
اطلاعرسانی به دانشآموزان از طریق بروشورها یا پیامهای فرهنگی ویا
کلاسهای آموزشی. 3- گنجاندن این میزگرد و نظرات مطرح شده در نشریه به
گونهای که حق مطلب ادا شود (نشریه میتواند زمینهساز برگزاری جلساتی در
این خصوص برای اولیا و دانشآموزان باشد). 4- پیشنهاد مدرسه به آموزش و
پرورش منطقهی 6 جهت برگزاری همایش با موضوع بررسی آثار فرهنگی و بیولوژیکی
استفاده از موبایل در گروههای سنی دانشآموزی، که در آن همایش حضور خود
مسئولان و مدیران الزامی باشد.
سئوال دیگری که اقای موسوی مطرح کرد این بود: آیا
دیگر وسایل الکترونیکی همانند تلویزیون، کامپیوتر و ماهواره دارای همین
مضرات موبایل هستند؟ به نظر دکتر مصفا میزان میدان مغناطیسی و ضررهای قبلی
این ابزار در مقایسه با موبایل بسیار کم و ناچیز است. البته جواب آقای
صادقی حالت تخصصی بیشتری داشت. ایشان گفتند: «آلودگیهای الکترومغناطیسی
همانند آلودگیهای هوا یا آلودگیهای صوتی آنچنان فراگیر شدهاند که برای
انسان امروز دیگر قابل گریز نیست. دو عامل مهم در اواج فرکانس و دامنهی
موج است که در میزان تخریبگری یک فرکانس به هر دو عامل باید توجه داشت.
تمام تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی، از این امواج تاثیرپذیرند و به همین
دلیل از سازگاری الکترومغناطیسی یاد میشود، یعنی چطور اینها سازگارانه
کنار هم قرار میگیرند؟ فرکانس موج برق 50 هرتز است اما فرکانسی که از طریق
آن اطلاعات انتشار مییابد چیزی حدود 950 مگا هرتز است (هر مگا هرتز 106
هرتز میباشد) که آثار حرارتی زیادی دارد. اما فرکانس 217 هرتز موبایل با
آنکه آثار حرارتی خطرناک ندارد اما خطرناکتر از 950 مگاهرتز است، به جهت
آنکه اگر موجی با فرکانس زیاد با مغز روبهرو شود عمق آن موج در مغز کمتر
میشود و فقط حرارت بیشتر میشود. در مایکروفر ملاحظه میشود که فرکانس
بالا حرارت بسیار تولید میکند. اما در فرکانس پایین میدان از حالت موجی
خارج میشود و به داخل مغز میرود و اثرات غیرمستقیم میگذارد و سلولهای
حساس مغز متاثر میشوند که این در سلفون دیده میشود اما در کنارش پاورلاین
است که با فرکانس 50 هرتز دامنه تفاوت دارد که میتواند فرضا 220 ولت
باشد. به هر صورت تمام ابزارهای الکتریکی مثل لپتاپها، تلویزیون دارای
امواجی با فرکانسها و دامنهها متفاوت هستند که تماس افراد به آنها هر
چقدر نزدیکتر و طولانیتر باشد، تاثیرپذیری آنها بیشتر میشود. البته از
این فرکانسها و موجها استفادههای درمانی و پزشکی نیز میشود، مثل جوش
دادن دو استخوان. آقای کلهر نیز مجددا به تعادل مباحث فرهنگی و فیزیکی
پرداخت و مشکلات فرهنگی را عامل اصلی جذب شدن جوانان به موبایل میدانست و
تاکید داشت که باید تحقیقات پرسشنامهای از جوانان در این خصوص انجام شود.
آقای صادقی نیز بسیاری از سرمایهداران بزرگ موبایل
را افرادی دانست که سعی میکنند با وارد ساختن محصولات جدید موبایل با
مدلهای آنچنانی و جذاب، جوانان را به این سمت سوق دهند. همانند طرح camel
یا شتر در سیگار برای جذب جوانان توسط برخی از شرکتهای تولید کنندهی
سیگار. به نظر ایشان برای خودشان مدت شارژ باتری موبایل و گیرندگی آن تنها
گزینههای انتخاب گوشی مناسب است، اما برای جوانان، مدل و کارکردهای
آنچنانی تعریف کننده موبایل خوب است. همچنین اشاره کردند، از جمله کارهایی
که جدیدا با همکاری ایشان در حال انجام است، ایجاد آزمایشگاهی است که در
آن برای هر وسیلهی الکترونیکی مشخص شود که چقدر تشعشع تولید میکند و چقدر
تحت تاثیر تشعشعات محیط قرار میگیرند. که با ورود موبایلهای جدید، وجود
یکسری شاخصهای تشعشعی استاندارد و تعیین آن از جمله کارهای ضروری است.
همچنین اشاره کردند که خیلی از Bts یا آنتنهای موبایل استاندارد نشده است
که در حال اقداماتی برای رفع آنها میباشند و نیز اینکه حریم وزارت نیرو
باید کم شود که این کار در حال انجام است.
آقای هاشمزاده با طرح مسایل فرهنگی به این مطلب
اشاره کردند که «ضررهای فیزیولوژیکی و بیولوژیکی نیز به معضل فرهنگی
برمیگردند و برعکس دنیای غرب که ابتدا نیازی مطرح میشود و سپس تکنولوژی
میآید، در اینجا ابتدا تکنولوژی میآید و سپس مصرف تعریف میشود که خودش
به سوء مصرف و مشکلات فرهنگی میانجامد. ایشان به استفاده از موبایل در
مدرسه اشاره داشتند و این سئوال را مطرح کردند: «با این وسیله در مدرسه
چگونه برخورد کنیم؟» دکتر مصفا بر این باور بودند که در هیچ کجای دنیا،
مدارس به بچهها اجازهی آوردن موبایل را نمیدهند. آقای هاشمزاده به
دنبال صحبتهای ایشان گفتند: شاید علت اصلی این ممنوعیت، عدم تمرکز حواس در
مدرسه باشد و در دسترس بودن همیشگی موجب حواسپرتی است. همانگونه که در
خیلی از جلسات موبایلها خاموش میشود، خیلی از ضرورتهای موبایل مثل اطلاع
از وضعیت بچهها نیز میتواند توسط تلفن ثابت مدرسه حل شود. پس احساس
میشود کاربرد آن در مدرسه غیرضروری است و عدم استفاده از آن در مدرسه باید
دنبال گردد.
آقای موسوی که این بحث برایشان مهم به نظر میرسید
سئوال را خیلی واضحتر بیان کردند: «آیا باید از آوردن موبایل به مدرسه
جلوگیری نمود؟» آقای یمنیدوز موافقت خود را اعلام کرد، با این دلیل که
موبایل وسیلهی مزاحمت در هر جا و مکان است و استرسزایی دارد و بسیاری از
متولیان فرهنگی و نیز اصحاب رسانه را به دلیل تاکید بیش از اندازه بر
ارزشهای غیر فرهنگی مقصر میدانستند. دکتر تابعی با تاکید بر آگاهیرسانی
بر این باور بودند که فرهنگ از بالا ساخته نمیشود بلکه فرهنگ، برآیند
رفتار تکتک افراد جامعه است. در واقع فرهنگ ساخته نمیشود. تا آگاهی داده
نشود نمیتوان فرهنگ را از بالا به پایین آورد.
خانم کلهر که بسیار منتظر و مشتاق طرح مساله بودند
فضای تاییدی میزگرد را شکستند و با یک تفکر انتقادی اینچنین طرح مساله
کردند: «علیرغم ممنوعیت آموزش و پرورش، مدرسه و
 | سختگیری
والدین نسبت به استفاده از این ابزار در مدرسه باز شاهد آن هستیم که
موبایل به مدرسه آورده میشود، حال چه کنیم؟ با توجه به این همه ضرر و آسیب
مطرح شده در خصوص موبایل، زمانی که جستوجوی اینترنتی انجام میشود حتی در
خود سایت Who (سازمان بهداشت جهانی) هیچ ممنوعیت قوی و شدیدی در مورد
موبایل دیده نمیشود، آنگونه که فرضا در مورد گازکربنیک و نوشابه وجود
دارد. که این مورد حتی در خود ایران نیز وجود دارد، آنگونه که استفاده از
نوشابه به همراه ناهار در ادارهها ممنوع شده است اما موبایل اینگونه
نیست. البته مقالاتی نیز دیده شد که در آن گفته بودند استفاده از موبایل
برای افراد زیر 8 سال، خطر تومورها را افزایش میدهد و در زیر 16 سال که
جدار جمجمه نازک است استفاده ممتد خطرساز است، اما باز ممنوعیت آنچنانی
دیده نشده است. در مورد مدارس نیز فقط در بعضی از کشورها آوردن موبایل به
مدرسه ممنوع شده است، آنهم نه به دلیل امواج الکترومغناطیسی. فرضا در
امریکا فقط برای جلوگیری از تقلب ممنوع شده است و یا در جاهایی مثل جنوب
هند فقط به خاطر مسایل رفتاری و اختلال در کلاس آورده نمیشود. که در
اینجا، تناقضاتی با صحبتهای دکتر مصفا دارد. حتی در یک سایت آلمانی آمده
بود که موبایل برای انسان مضر نیست. البته باور دارم که خیلی از این کارها
به دلیل نفوذ برخی شرکتها و وجود عوامل تبلیغاتی است اما دانشآموزی که
بخواهد از طریق سایت، به آگاهی برسد احتمال دارد از راه به بیراه کشیده
شود. پس اگر قرار است آنها را به جستوجوی اینترنتی ترغیب نمود، باید کلید
واژهها و مسیرهای مشخص به آنها داده شود.
در جواب به سئوالات مطرح شده، خانم درودی آهی، خانم
دکتر مصفا ضمن تایید تجاری بودن خیلی از این عدم ممنوعیتها یا عدم فشارها
به قتل عام «دارفو» به خاطر موبایل اشاره کرد که هیچ حرکتی از طرف سازمان
ملل برای جلوگیری از این قتل عام انجام نشد. زیرا که سازمان ملل هم تحت
نظارت و حمایت مالی برخی شرکتهای بزرگ موبایل است. ایشان در ادامه گفتند
البته مشکلات آزمایشگاهی نیز در تایید ضررهای موبایل وجود دارد. زیرا
نمیتوان از لحاظ اخلاقی آنها را بر روی انسان انجام داد و به همین دلیل
روی موشها انجام میشود که نژادهای خالصتری نسبت به انسان از لحاظ ژنتیکی
هستند. آقای دکتر تابعی نیز در جواب خانم درودیآهی به دُز پایین در برابر
دُز بالا اشاره کردند. ایشان گفتند: «در پزشکی پدیدهای به نام خستگی وجود
دارد. فشار خاصی، منجر به شکستگی میشود. حال اگر فشار وارد را تقسیم بر
هزار کنیم و آن فشار تقسیم شده هزار بار بر استخوان وارد شود استخوان
نمیشکند اما احتمال شکستگی را بالا میبرد که به این امر فتیل میگویند.
شاید به همین دلیل یک قطعه از هواپیما را پس از هزار ساعت کار تعویض
میکنند. افرادی که از موبایل استفاده میکنند در معرض دُز پایین امواج
الکترومغناطیسی قرار دارند. شاید اختلالی نداشته باشند، اما احتمال خطر
مشکلات مختلف را دارند.
خانم درودیآهی با تمرکز بر موضوع موبایل در مدرسه و
در بین دانشآموزان گفتند: «موبایل در مدرسه موضوعیت دارد و مقاومت در
برابر آن موجب تابو شدن آن میشود.» در جامعهی ما هر چیزی تابو شود انجام
عمل خلاف از طریق آن بیشتر میشود. البته منظور موافقت من با آوردن موبایل
توسط بچهها به مدرسه نیست اما باید کاری کرد که بتوان موبایل را مدیریت
نمود و بر آن تسلط یافت. فرا جدول مندلیف از طریق موبایل قابل نصب است و یا
مسئولان آموزشی میتوانند از طریق پیامک بچهها را برای روز امتحان آماده
کنند. فرضا یکی از مسئولان آموزشی همین مجتمع با عوض کردن موبایلش با یکی
از بچهها به او نشان داد که با موبایل چه کارهای دیگری میتوان انجام داد و
عادتهای بد موبایلش ترک شد و یا همین چت کردن نیز میتوان به عنوان یک
ابزار آموزشی توسط مشاورین عزیز مورد استفاده قرار بگیرد تا بچهها
کارآییهای دیگران را نیز بدانند. آقای هاشمزاده در مقابله با صحبتهای
ایشان گفتند: «صحبت ممنوعیت موبایل در حیطهی اختیارات و قوانین موجود در
آموزش و پرورش است. با توجه به عدم توانایی فرهنگسازی در جامعه و در این
حیطه، مبحث موبایل جزء موضوعهای موبایل قرار نمیگیرد و از موضوعیت
میافتد و نمیتوان آنرا به رسمیت شناخت. به همین دلیل مدرسه باید با آن
برخورد کند و اجازهی ورود آنرا ندهد و اگر به مدرسه آمد، آنرا بگیرد!».
خانم درودیآهی در جواب گفتند: «با برخورد قانونی
مشکلی ندارم و من خودم از امضا کنندههای عدم ورود موبایل به مدرسه بودم
اما صحبت بر سر آن است که موبایل تابو نشود» آقای یمنیدوز در آخر به عنوان
دبیر انجمن اولیا و مربیان، ضمن تشکر و قدردانی از دو میهمان مدعو که فرصت
گذاشتند و آمدند و با تشکر از آقای موسوی و دفتر نشریه که زمینهساز حضور
این بزرگواران بودند با اشاره به برخی از مطالب مطرح شده به جمعبندی
پرداختند و گفتند: با توجه به مضرات و فوایدی که موبایل دارد بهتر آن است
که یک مدیریت اختصاصی توسط واحد آموزشی گرفته شود، زیرا تاثیرگذاری محیط بر
روندهای آموزشی و فرهنگی مدارس زیاد است. ایشان مباحث مطرح شده را
اینگونه شمردند: موبایل به عنوان وسیلهی ارتباطی و مانع ارتباطی، کمتر
شدن مهارتهای اجتماعی و حضور فیزیکی به دلیل موبایل، رجعت به گذشته و
طبیعتگرایی در برخی از کشورهای غربی، بحث اهمیت و مضرات فرهنگی موبایل،
مشکلات بیولوژیکی، اطلاعرسانی و آگاهی دهی به جوانان جهت استفادهی مناسب
از موبایل و... در آخر، آقای موسوی ضمن تشکر و قدردانی از میهمانان
عزیز، لوحهای تقدر و هدیهای که توسط دفتر نشریه فراهم شده بود، به
میهمانان عزیز تقدیم کرد. امید بر آن رفت که همایش گستردهتری را در خصوص
موبایل با حضور دانشآموزان و مسئولان فراهم آید.
کد مطلب : k15018
|