قالب وبلاگ

تحقیقات آموزشی   EDUCATIONAL RESEARCH
Educational Research  تحقیقات آموزشی سنجش و اندازه گیری آموزش تدریس روش تحقیق 
لینک های مفید

موضوع: تحلیل گفتمان:Discourse analysis

نویسنده:محمد میرزایی

زبان:فارسی

سال انتشار:2012

چکیده:

تحلیل گفتمان، یک گرایش مطالعاتی بین رشته‌ای است؛ که از اواسط دهه‌ی 1960 تا اواسط دهه‌ی 1970 در پی تغییرات گسترده‌ی علمی و معرفتی، در رشته‌هایی چون انسان‌شناسی، قوم‌نگاری، ، روان‌شناسی ادراکی و اجتماعی، شعر، معانی و بیان، زبان‌شناسی، نشانه‌شناسی و سیر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی علاقمند به مطالعات نظام‌مند ساختار، کارکرد و فرایند تولید گفتار و نوشتار ظهور کرده است. این گرایش به‌دلیل بین رشته‌ای بودن، خیلی زود به‌عنوان یکی از روش‌های کیفی در حوزه‌های مختلف علوم سیاسی، اجتماعی، ارتباطات و زبان‌شناسی انتقادی مورد استقبال قرار گرفت. در این مقاله با رویکردی نظری سعی شده است تحلیل گفتمان و ابعاد آن بعنوان یک روش تحقیق در علومِ انسانیاز زوایای مختلف تبیین گردد.

مقدمه:

انسان ها زبان را به منظورهای مختلفی چون انتقال و کسب اطلاعات، بیان احساسات و مواردی از این قبیل به کار می برند. از طرف دیگر انسان ها به کمک تجربه های شخصی خود از محیط بیرون و گفتار دیگران برداشت ها و تعابیری حاصل میکنند که گاه با واقعیت تطابق دارد و گاه فاصله ای در این بین موجود است و همین عدم تطابق برخی تعابیر با واقعی تها باعث میشود که از گفتگو بین دو یا چند نفر تعبیر دیگری استنباط شود. گفتمان در گستره‌ی مفهومی خود، به‌ویژه در بیان غیر فنی، صرفاً به مفهوم صحبت، مکالمه یا گفتگو می‌باشد؛ که گاه به‌طور تلویحی بیان‌گر نوعی هدف آموزشی و تعلیمی نیز هست.

از این‌رو خطابه، موعظه، سمینار، سخنرانی و رساله را می‌توان نوعی گفتمان به‌معنای عام کلمه به‌حساب آورد. اما در معنای فنّی، علمی و زبان‌شناسانه آن که برای اولین بار در اواسط دهه 1960 توسط اندیشمند فرانسوی "امیل بنونیست" به‌کار گرفته شد، گفتمان به جنبه‌هایی از زبان می‌پردازد، که تنها می‌توان آن‌ها را با ارجاع به متکلم، وضعیت یا موقعیت مکانی و زمانی وی یا با ارجاع به متغیرهای دیگری بیان نمود؛ که در مشخص کردن بسترهای بافت موضعی پاره گفتار به‌کار می‌روند.

در این کاربرد فنّی، گفتگو، شرط مقدماتی هر گفتمان است و به بیان "دایان مک دانل" زبان‌شناس انگلیسی، گفتمان هر نوع گفتار و کلام و نوشتاری را که در جریانی اجتماعی شکل می‌گیرد، شامل می‌شود. به‌عبارت دیگر، گفتمان‌ها دارای سرشت، ماهیّت و ساختار اجتماعی هستند و بر حسب زمان و مکان تغییر می‌کنند. گفتمان‌ها با توجه به انواع نهادها و کارکردهای اجتماعی مختلفی که در آن شکل می‌گیرند و نیز با توجه به موقعیت، جایگاه و شأن افرادی که صحبت می‌کنند یا می‌نویسند و کسانی که مخاطب آنان هستند، فرق می‌کنند.

در یک بررسی کلّی می‌توان گفتمان را رویکردی ساختاری به متن دانست که امکان اتصال متن به جنبه‌های جامعه‌شناختی را فراهم می‌کند. در واقع گفتمان، حاصل مطالعه زبان به‌عنوان یک پدیده اجتماعی یا رویکردی جامعه‌شناختی به مقوله زبان است و دلالت بر آن دارد که متن، امری اجتماعی است؛ که در خلال روابط اجتماعی و نه بیرون و مستقل از آن، تکوین می‌یابد.

البته اصطلاح گفتمان، کاربرد دیگری نیز دارد؛ که باید آن‌را نیز به‌معنای غیر علمی و غیر فنی ملحق دانست؛ که عبارت از اندیشه‌ها و فلسفه‌هایی است که فرد یا افرادی مانند سیاستمداران یک کشور، دارا هستند.

در این مقاله برای دوری از کج فهمی واز آنجا که همیشه بین تحلیل گفتمان و تحلیل محتوا رابطه تنگاتنگی وجود دارد؛ابتدا به توضیح تحلیل محتوا میپردازیم.

چیستی تحلیل محتوا(content analysis)

تحلیل محتوا، روش تحقیقی مفیدی است، که در آن، اقلام یا موارد مهم محتوای پیام همه‌ی رسانه‌های همگانی، شناسایی و شمارش و با اقلام و موارد دیگر مقایسه می‌شوند؛ سرانجام با سایر آمار و ارقام مشابه گردآوری شده و از کل جامعه مقایسه می‌گردند ( گیل، دیوید و بریجت). با این حال آنچه تحت نام تحلیل محتوا نامیده شده است، گونه خاصی از تحلیل است که با شیوه های دیگری که می کوشند یافته‌هایی را از متن استخراج کنند، تفاوت دارد. هیژمن 8 نوع تحلیل محتوا را شناسایی کرده و توضیح داده است، که عبارتند از: تحلیل معانی بیان، تحلیل اسطوره و روایت، تحلیل گفتمان، تحلیل ساختاری یا نشانه شناختی، تحلیل تفسیری، تحلیل محاوره، تحلیل انتقادی و تحلیل نرماتیو.

از تحلیل محتوا تعاریف گوناگونی به عمل آمده که بخشی از اختلاف به تاریخچه این تکنیک و روند تکاملی آن بر می گردد و بخشی دیگر از آن مربوط به تفاوت در حوزه گسترده این تکنیک است.

کریپندورف تحلیل محتوا را تکنیکی پژوهشی معرفی می کند که به منظور استنباط تکرارپذیر و معتبر از داده ها در مورد متن آنها بکار می رود (کریپندروف، 1378: 25).

برلسون- از پیشگامان تحلیل محتوا- این تکنیک را «پژوهشی برای توصیف عینی، سیستماتیک و کمی محتوای آشکار پیام» معرفی می کند (1959، 18، به نقل از کریپندورف، 1378، 26)‌. باردن می‌گوید: تحلیل محتوا عبارت است از مجموعه فنون تحلیل ارتباط، که برای توصیف محتوای پیام و روش‌های منظم عینی به‌کار می‌برد. آسابرگر تحلیل محتوا را یک روش پژوهشی معرفی می‌کند؛ که براساس اندازه‌گیری مقدار چیزی در یک نمونه تصادفی از یکی از اشکال ارتباطی طراحی شده است.

بررسی سیر تاریخی تحلیل محتوا

هر چند اولین نشانه های ظهور تکنیک تحلیل محتوا را به اواخر قرن هفدهم نسبت می‌دهند، لیکن توجه جدی به این تکنیک در اواسط قرن نوزده و در جریان جنگ جهانی دوم صورت گرفت. در آن زمان، واحدهای اطلاعاتی متّفقین، تعداد و انواع آهنگ‌های پاپ را که از ایستگاه‌های رادیویی اروپا پخش می‌شد، کنترل می‌کردند.همچنین اواخر قرن نوزده با رواج روزنامه در کشورهای غربی و به ویژه ایالات متحده آمریکا، موجی از نگرانی‌ها نسبت به تحولات این نشریات به وجود آمده بود. محافظه کاران عمدتاً از نظرات و اندیشه هایی که این جراید به خوانندگان خود عرضه می کردند واهمه داشتند و البته برای محکوم نمودن آنها و اثبات اتهامات خود نیاز به شیوه های علمی و محکمه پسند داشتند. شیوه ای که نتوان آن را به سلیقه محافظه کاران نسبت داد و می توان همچون مدرکی محکم به دادگاه ارائه داد. در اینجا بود که اولین گونه های ساده تحلیل محتوا به شیوه شمارش مضامین و الفاظ خاص بروز پیدا نمود.ولی احتمالا اولین مورد مستند تحلیل کمّی مطالب مکتوب، تحلیل محتوایی است که در قرن هیجدهم در سوئد صورت گرفته است. در آلمان، لوبل (Loble: 1903) طرحی برای تحلیل "ساختار درونی محتوا" برحسب کارکردهای اجتماعی عملکرد روزنامه‌ها منتشر می‌کند. چندی بعد در سال 1910 ماکس وبر طرحی برای تحلیل محتوای گسترده مطبوعات پیشنهاد می‌کند. در آستانه قرن بیستم، مکتب‌های روزنامه‌نگاری نوپا به‌لزوم معیارهای اخلاقی و لزوم مطالعه تجربی روزنامه‌ها کشیده شدند؛ که بعدا تحلیل کمّی روزنامه نام گرفت. پس از آن، دوّمین مرحله رشد فکری تحلیل محتوا، با کارهای پژوهشی برلسون و لازارسفلد(1948) و سپس توسط برلسون در کتاب تحلیل محتوا در مطالعه ارتباطات صورت گرفت.

بعد ها ورود کامپیوتر به عرصه تحقیقات در دهه, 1960 توجه به نشانه شناسی و ارتباطات غیرکلامی و همچنین قاطعیت بررسی های زبان شناختی، بر رشد و توسعه تحلیل محتوا تاثیر عمیقی گذاشت. همراه با گسترش فناوری های ارتباطی و همچنین تحول نظریه های"تاثیر پذیری مخاطب" و اهمیت دادن به انتخا بگر بودن او، فنون تحقیق و تحلیل محتوا نیز رو به توسعه نهاد. در بررسی های سیر تاریخی تحلیل محتوا، پنج فن گوناگون قابل شناسایی است که عبارت اند از :

  1. 1. تحلیل مقوله ای 2. تحلیل سنجش 3. تحلیل بیان 4. تحلیل نحوه ی بیان

.5 تحلیل گفتمان.

تحلیل گفتمان:

تحلیل گفتمان، کشف معانی ظاهری و مستتر جریان‌های گفتمانی است که در شکل‌های گوناگون زبانی و فرازبانی آشکار می‌شوند(حسن بشیر؛1385:ص14).

واژه‌ی گفتمان (Discourse) که سابقه آن بنابر برخی منابع، به قرن 14 میلادی برمی‌گردد، از واژه فرانسوی discourse و لاتین discursus به‌معنی گفتگو، محاوره، گفتار و از واژه‌ی discursum/discurrer به‌معنی طفره رفتن، از سر باز کردن، تعلّل ورزیدن و ... گرفته شده است. تحلیل گفتمان، یک گرایش مطالعاتی بین رشته‌ای است؛ که از اواسط دهه‌ی 1960 تا اواسط دهه‌ی 1970 در پی تغییرات گسترده‌ی علمی و معرفتی، در رشته‌هایی چون انسان‌شناسی، قوم‌نگاری، جامعه‌شناسی خرد، روان‌شناسی ادراکی و اجتماعی، شعر، معانی و بیان، زبان‌شناسی، نشانه‌شناسی و سیر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی علاقمند به مطالعات نظام‌مند ساختار، کارکرد و فرایند تولید گفتار و نوشتار ظهور کرده است. این گرایش که به‌دلیل بین رشته‌ای بودن، خیلی زود به‌عنوان یکی از روش‌های کیفی در حوزه‌های مختلف علوم سیاسی، اجتماعی، ارتباطات و زبان‌شناسی انتقادی مورد استقبال قرار گرفت، نخستین بار در سال 1952 در مقاله‌ای از زبان‌شناس معروف انگلیسی "زلیک هریس" به‌کار رفت. البته در آن دوره‌ای که هریس از تحلیل گفتمان سخن گفت و این اصطلاح را به‌کار برد، صرفاً با نگاهی زبان‌شناختی به این مقوله توجه کرد. پس از او گروهی تحلیل گفتمان را در برابر تحلیل نوشتار بکار بردند. این گروه بر این باورند که تحلیل گفتمان، شامل ساختمان زبان گفتار مانند گفت وگوها، مصاحبه ها، تفسیرها و سخنرانی، و تحلیل نوشتار شامل زبان نوشتار مانند مقاله ها، داستان ها، گزارش ها و... است. شنتال موفه و ارنستو لاکلاو، تحلیل گفتمان را وارد قلمرو علوم سیاسی کردند و سرانجام میشل فوکو، این رهیافت تحلیلی را به سراسر قلمرو علوم انسانی گسترش داد.

واژه گفتمان بعنوان برگردانده دیسکورس در زبان فارسی، نخستین بار در مقاله "نظریه غرب زدگی و بحران تفکر در ایران" توسط آقای داریوش آشوری در مجله"ایران نامه" در بهار سال1368 خورشیدی بکار برده شد.

تعاریف تحلیل گفتمان:

تعاریف ارائه شده از گفتمان را با یک نگاه کلی میتوان در دودسته از هم تفکیک کرد:

الف( تعاریف متن محور : تعاریفی که گفتمان را نوعی متن گفتاری یا نوشتاری میدانند. این تعاریف اگرچه دارای سهم بیشتری در ادبیات نظری آن هستند، اما پا را چندان از قلمرو زبانشناسی فراتر نگذارده اند (Howarth،2000).

ب( تعاریف اندیشه محور : تعاریفی که با توسعه مفهومی، گفتمان را یک نظام معنایی گسترده بشمار آورده اند.

بدیهی است ملاحظه گفتمان به مثابه جریانی فرهنگی - اندیشه ای فراگیر و نه یک متن ادبی که مورد توجه جامعه شناسان متاخر قرار گرفته است، با گروه تعاریف اندیشه محور همسویی بیشتری دارد.

” پ

برای درک بهتر مفهوم تحلیل گفتمان در اینجا چند تعریف از صابنظران این زمینه آورده شده است:

یول و براون در کتاب تحلیل انتقادی گفتمان، تحلیل گفتمان را این چنین تعریف کرده اند : تحلیل گفتمان تجزیه و تحلیل در زبان در کاربرد است، در این صورت نمی تواند منحصر به توصیف صورت های زبانی مستقل از اهداف و کارکردهایی باشد که این صورت ها برای پرداختن به آنها در امور انسانی به وجود آمده اند ) فرکلاف، :1379 ص9).

همچنین شیفرین و استابز چنین گفت هاند : تحلیل گفتمان می کوشد تا نظام و آرایش فراجمله ای عناصر زبانی را مورد مطالعه قرار بدهد و بنابراین واحدهای زبانی نظیر تبادلات مکالمه ای یا متون نوشتاری را مورد بررسی قرار بدهد) همان (.

"ون دایک" در توضیح معنای متعارف گفتمان، آن‌گونه که در زبان روزمره و فرهنگ‌های لغات به‌کار می‌رود، گفتمان را شکلی از کاربرد زبان، مثلاً در یک سخنرانی و یا حتی به‌طور کلی‌تر، زبان گفتاری یا شیوه سخن گفتن می‌داند ( میرفخرایی، تژا:1383:ص7و8).

مک میلن نیز در مقال های با عنوان الفبای تحلیل گفتمان می گوید :

تحلیل گفتمان یک اصطلاح برای مطالعه قسمت اعظم زبان است. به طورکلی شامل تنوع رویکردها و دیدگاه های مختلف با روش های گوناگون زیادی است و در جایی دیگر اضافه میکند تحلیل گفتمان مجموعه ای از روشها و تئوری ها برای بررسی زبان و کاربرد زبان در زمینه های اجتماعی است(macmillan ،2006).

تیم دانت گفتمان را محتوای مادی اظهاراتی دانسته که در یک چارچوب اجتماعی بین افراد مبادله می‌شود که قصد گویندگان بحث‌ها، این اظهارات را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد و دیگر افرادی که در این امر مشارکت دارند، با آن به عنوان چیزی معنا دار برخورد می‌کنند. به اعتقاد وی گفتمان آمیزة ساده و یکپارچة واژگان نیست، زیرا روابط بین الاذهانی نیز در آن دخیلند .

انواع تحلیل گفتمان:

تحلیل گفتمان از زمان طرح تا به امروز انواع و اطوار مختلفی داشته است. در یک تقسیم‌بندی از انواع تحلیل‌های زبانی گفتمانی می‌توان به سه نوع اشاره کرد:

1.تحلیل گفتمان ساخت‌گرا: در سال 1952 زلیگ هریس، زبان‌شناس ساخت‌گرای امریکایی، بررسی واحدهای بزرگ‌تر از جمله را در کانون توجه خویش قرار داد و آن را تحلیل گفتمان نامید. تا قبل از آن زمان واحد تحلیل «کلمه» بود. در این نوع از تحلیل تنها به ساختار جمله فارغ از بافت و شرایط زمانی ـ مکانی و بیرونی متن اکتفا می‌شود.

2. تحلیل گفتمان نقش‌گرا یا کارکردی: در دهه‌های 60 و 70 برخی از زبان‌شناسان مفهوم بافت را نیز وارد تحلیل گفتمان کردند و گفتمان را به‌مثابة «زبان در حال کاربرد» در نظر گرفتند. منظور از بافت شرایط زمانی و مکانی است که زبان در آن به کار رفته و اصطلاحاً «بافت در محل» نامیده می‌شود. این نگرش هرچند واحد تحلیلی خود را فراتر از جمله قرار می‌دهد، دارای کاستی انحصار بافت به بافت حاضر در شرایط جمله است و از شرایط بالاتر و پنهان در ورای جمله غافل است. به عبارت دیگر، گفتمان نقش‌گرا بُرد و دامنة محدودی در تحلیل گفتمان دارد.

3. تحلیل گفتمان انتقادی: با توجه به ضعف تحلیل گفتمان نقش‌گرا فاولر، هاج، کرس و ترو نوع سومی از تحلیل گفتمان را وارد عرصه‌های تحلیل گفتمان می‌کنند که بر نقش «قدرت» و «ایدئولوژی» به‌مثابة شرایط فرامتنی مؤثر بر تحلیل گفتمانی تأکید می‌ورزد. این نگرش در دهه‌های 80 و 90 در قالب تحلیل گفتمان انتقادی جریان غالب رویکرد گفتمانی محسوب می‌شود. ازاین‌رو، می‌توان ون دایک، وداک، فرکلاف و فوکو را از بنیانگذاران تحلیل گفتمان انتقادی در حوزة زبان‌شناسی برشمرد.

ویژگی گفتمان لاکلا و موف این است که این دو نفر تحلیل گفتمان انتقادی را از حوزة زبان‌شناسی به عالم سیاست و اجتماع کشیده و از آن به‌مثابة ابزاری نیرومند برای تحلیل‌های اجتماعی خود استفاده کرده‌اند. نقطة مشترک تحلیل گفتمان فوکو و لاکلا عمومیت گفتمان نسبت به زبان است؛ به طوری که گفتمان تمام عرصه‌های حیات اجتماعی را درمی‌نوردد و اذهان و رفتار کارگزاران فردی و اجتماعی را شکل می‌دهد. در این رویکرد گفتمان وسعتی به گستردگی تمام نظام اجتماعی دارد. نظریة گفتمان لاکلا و موف وامدار نظریة تحلیل گفتمان فوکو است، با این همه آنها با بسط، تلفیق و ادغام آن با نظریات سایر اندیشوران اجتماعی ظرفیت بهتر و بیشتری برای تبیین و تحلیل پدیده‌های سیاسی اجتماعی پدید آورده‌اند. این امر بیشتر در کاربست مفاهیمی است که لاکلا و موف آنها را از پیشینیان خود به عاریت گرفته و با تلفیق و ترکیب مناسبی از آنها قادر به ارائة صورت‌بندی جدیدی از تحلیل گفتمان انتقادی شده‌اند ( سلطانی،1383: ص 155-153).

مفروضات(assumptions )تحلیل گفتمان

پیش‌فرض‌ها و مفروضات تحلیل گفتمان که از برآیند قواعد تحلیل متن، هرمنوتیک، نشانه‌شناسی، مکتب انتقادی، مکتب واسازی، روانکاوی مدرن و دیدگاه فوکو در دیرینه‌شناسی و تبارشناسی شکل گرفته، عبارت است از :
۱ـ متن یا گفتار واحد توسط انسان‌های مختلف، متفاوت نگریسته می‌شود. یعنی انسان‌های مختلف از متن واحد برداشت یکسان و واحدی ندارند. دالی متفاوت می‌تواند برای اشاره به مدلولی ظاهرا یکسان استفاده شود.
۲ـ خواندن (برداشت و تفسیر از متن) همیشه نادرست خواندن (برداشت نادرست از متن) است.
۳ـ متن را بایستی بعنوان یک کل معنادار نگریست و این معنا لزوما در خود متن نیست.
۴ـ هیچ متن خنثی یا بی‌طرفی وجود ندارد، متن‌ها بار ایدئولوژیک دارند.
۵ـ حقیقت همیشه در خطر است. در هر گفتمانی حقیقت نهفته است اما هیچ گفتمانی دارای تمامی حقیقت نیست.
۶ـ نحو(Syntax) متن نیز معنادار است، چون که نحو دارای معانی اجتماعی و ایدئولوژیک است و این معانی در جای خود به عواملی که دال‌ها را می‌سازند ـ نظیر : رمزها، بافت‌ها، مشارکت‌ها و تاریخ مختلف ـ وابسته‌اند.
۷ـ معنا همانقدر که از متن (Text) ناشی می‌شود، از بافت یا زمینه اجتماعی و فرهنگی (Context) نیز تاثیر می‌پذیرد. معنا و پیام یک متن در بین نوشته‌های آن متن قرار دارد.
۸ـ هر متنی در شرایط و موقعیت خاصی تولید می‌شود. از این‌رو رنگ خالق خود را همیشه به خود دارد.
۹ـ هر متنی به یک منبع قدرت یا اقتدار (نه لزوما سیاسی) مرتبط است.
۱۰ـ گفتمان سطوح و ابعاد متعدد دارد، یعنی نه یک سطح گفتمانی وجود دارد و نه یک نوع گفتمان.

مفاهیم اساسی تحلیل گفتمان :

تحلیل گفتمان متشکل از شمار زیادی مفاهیم متکثر و البته درهم پیچیده است. مفاهیم واقع در این نظریه به هم مرتبط‌اند که فهم دقیق شاکلة نظریة گفتمان و نیز سایر مفاهیم پیرامونی به فهم آنها منوط است. هرچند این مفاهیم وجوه و پیچیدگی‌هایی دارند، ارتباطی شبکه‌ای و زنجیروار با هم داشته و دارند. تعریف این مفاهیم می‌تواند بخش نظریة معنایی نظریة گفتمان را تأمین کند و به فهم بخش نظریة اجتماعی آن یاری رساند. در این بخش سعی شده است که مفاهیم عمده و یاری‌رساننده در فهم کلی نظریة لاکلا طرح و از ذکر سایر مفاهیم جانبی اجتناب ‌شود.

1- مفصل بندی(Artculation)

مفصل‌بندی قرار دادن پدیده‌هایی در کنار یکدیگر است که به‌طور طبیعی در کنار هم قرار ندارند. براساس نظریة گفتمان لاکلا مفصل‌بندی عبارت است از تلفیقی از عناصری که با قرار گرفتن در مجموعة جدید، هویتی تازه می‌یابند (ماریان یورگنسن). ازاین‌رو، هویت یک گفتمان، بر اثر رابطه‌ای که از طریق عمل مفصل‌بندی میان عناصر گوناگون پدید می‌آید (هویت ارتباطی)، شکل می‌گیرد(محمد رضا تاجیک،۱۳۸۳:ص46).

2-دال مرکزی(Nodal point)

دال اشخاص، مفاهیم، عبارات، و نماد‌هایی انتزاعی یا حقیقی هستند که در چارچوب‌های گفتمانی خاص، بر معانی خاص دلالت می‌کنند. معنا و مصداقی که یک دال بر آن دلالت می‌کند، مدلول نامیده می‌شود. برای مثال، تکثر مطبوعات منتقد، دال و آزادی بیان مدلول آن است.

3-حوزة گفتمان‌گونگی(Field of Discursivity)

دال‌هایی که در بیرون از محیط گفتمانی قرار دارند و می‌توانند به‌عنوان مواد خامی برای مفصل‌بندی‌های جدید به کار روند در این حوزه قرار دارند. در میان گفتمان‌ها نزاع دائم برای تثبیت یک معنا، دال و نشانه و تبدیل آن از عنصر به لحظه وجود دارد. لاکلا و موف معانی احتمالی نشانه‌ها را که از گفتمان طرد شده‌اند در حوزة گفتمان‌گونگی قرار می‌دهند. بنابراین، سرریز معانی یک دال یا نشانه به حوزة گفتمان‌گونگی با هدف ایجاد یک‌دستی معنایی در یک گفتمان انجام می‌شود(لاکلا و موف،1985:ص111).

4-انسداد و توقف(Colosure)

وقتی که یک عنصر از حالت شناور خارج و به وقته یا لحظه تبدیل می‌شود، انسداد یا توقف که همان تثبیت معنای نشانه‌ها است رخ می‌دهد. این تثبیت تحت ارادة هژمونیک به ثبات (موقت) گفتمان منجر می‌شود. لازمة تثبیت، انسداد و توقف، برجسته‌سازی معنای مورد نظر خود و طرد و به حاشیه‌رانی معنای رقیب است. اساساً تثبیت معنا امری موقت است و همواره امکان تزلزل معانی تثبیت‌یافته در درون گفتمان وجود دارد.لاکلا و موف این امکان را بی‌قراری می‌نامد. این مفهوم به حوادثی اشاره دارد که توان به چالش کشاندن هژمونی و هیمنة گفتمان‌ها را دارند. هیچ گفتمانی نمی‌تواند به‌طور کامل تثبیت شود و همیشه در یک طیفی از تثبیت کامل تا بی‌قراری و زوال کامل در تردد است و این ویژگی خصیصة نهادین و گرانیگاه هستی‌شناختی این نظریه است.

کاربردهای تحلیل گفتمان:

تحلیل گفتمان، از سطح گفتار فراتر رفته و شامل گفتار و نوشتار هم می شود و حتی ناگفته ها و نانوشته های یک متن را نیز دربرمیگیرد و مضامین خاصی را با خود به همراه دارد. تحلیل گفتمان از لحاظ روش، در زمره تحلیل های کیفی قرار می گیرد. ادعای تحلیل گفتمان آن است که تحلیلگر در بررسی یک متن، از خود متن فراتر می رود و وارد بافت یا زمینه متن میشود؛یعنی، از یک طرف به روابط درون متن و از طرف دیگر به بافت های موقعیتی، اجتماعی، سیاسی و تاریخی متن میپردازد. تحلیل گفتمان، در رشته هایی چون زبانشناسی، نقد ادبی، قوم نگاری، جامعه شناسی، ادراکی و اجتماعی، معنی شناسی، علوم سیاسی،روانشناسی علوم اجتماعی، ارتباطات و مطالعات فرهنگی کاربرد دارد.

مهمترین اهداف تحلیل گفتمان :

با توجه به پیش فرض های ذکر شده مهمترین اهداف تحلیل گفتمان عبارت است از :

1- نشان دادن رابطه بین نویسنده، متن و خواننده.

2-روشن ساختن ساختار عمیق و پیچیده تولید متن یعنی "جریان تولید گفتمان"

3-نشان دادن تاثیر بافت متن ) واحدهای زبانی، محیط بلافصل مربوطه و کل نظام زبانی ( و بافت موقعیتی ) عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی،تاریخی و شناختی ( بر روی گفتمان.

4-نشان دادن موقعیت و شرایط خاص تولید کننده گفتمان ) شرایط تولید گفتمان (

5-نشان دادن بی ثباتی معنا؛ یعنی معنا همیشه در حال تغییر است، هرگز کامل نیست و هیچ وقت به طور کامل درک نمی شود.

6-آشکار ساختن رابطه بین متن و ایدئولوژی. تحلیل گفتمان از بدو پیدایش همواره درصدد بوده است تا نشان دهد که هیچ متن یا گفتار و نوشتاری بی طرف نیست بلکه به موقعیتی خاص وابسته است. این امر ممکن است کاملا ناآگاهانه و غیرعامدانه باشد.

7-و هدف عمده تحلیل گفتمان این است که تکنیک و روش جدیدی را در مطالعه متون، رسانه ها، فرهنگ ها، علوم، سیاست، اجتماع و ... بدست دهد. مبادی فکری این روش همان پیش فرض های پسامدرن هستند(بهرامپور،1387).

روایی و پایایی در تحلیل گفتمان

گفتمان یا تحلیل انتقادی همیشه یک مساله تفسیری بوده است. در این روش با داده های که در طول تحلیل گفتمان جمع آوری شده است، مشکلی نداریم. پس روایی و پایایی یک تحقیق و یافته های آن وابسته به بحث های منطقی است که وجود دارد. حتی بهترین بحث های ساخت یافته سوژه ای برای ساختارشکنی مطالب میشود.اعتبار تحلیل گفتمان به کیفیت قدرت نطق و بیان وابسته است.

منابع:

1-تاجیک، محمدرضا. 1377 . "متن، وانموده و تحلیل گفتمان( 2 ). مجله گفتمان. سال اول: شماره اول. صص 16 7.

2-فرکلاف، نورمن. 1379 . تحلیل انتقادی گفتمان، ترجمه پیران و دیگران، تهران : مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها.

3- بشیر، حسن؛ تحلیل گفتمان دریچه‌ای برای کشف ناگفته‌ها، تهران، دانشگاه امام صادق(ع)، 1385، چاپ چهارم، ص14.

4-کریپندورف، کلوس(1378): تحلیل محتوا، ترجمه هوشنگ نایب، تهران، انتشارات روش

5-بلیک، رید و ادوین هارولدس. 1378 . طبقه بندی مفاهیم در ارتباطات، ترجمه مسعود اوحدی، تهران : انتشارات سروش.

6- یارمحمدی، لطف الله؛ گفتمان شناسی رایج و انتقادی، هرمس، چاپ اول، 1383 ، ص 4.

7- آقاگل زاده، فردوس؛ تحلیل گفتمان انتقادی، تهران، علمی و فرهنگی، 1385 ، چاپ اول، ص

8- ون دایک، تئون ای؛ مطالعاتی در تحلیل گفتمان، تژا میرفخرایی و دیگران، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها، 1382 ، چاپ اول، ص 15 .

9-بهرامپور، شعبانعلی (1378) ؛ "درآمدی بر تحلیل گفتمان"، کتاب مجموعه مقالات گفتمان و تحلیل گفتمانی، به اهتمام محمدرضا تاجیک،تهران : انتشارات فرهنگ گفتمان.


موضوعات مرتبط: تحلیل محتوای کتب درسی Textbooks Content Analysis
[ جمعه ۱۳۹۱/۱۲/۲۵ ] [ 20:52 ] [ مدیر گروه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

"تحقیقات آموزشی""آموزش و پرورش"  kharazmi"یادگیری  ""دانش آموز" معلم  "روش تدریس"مدیریت آموزشی "نظارت و راهنمایی"مدیریت  درس  برنامه ریزی ارزشیابی   تحقیق  پژوهش   "یاددهی و یادگیری""گروههای آموزشی" "تکنولوژی آموزشی"   معلمان  دین  مدیریت "برنامه ریزی" اختلالات یادگیری."Education" learning "student" teacher "teaching methods" "Supervision" course management planning exercise research study evaluating "teaching and learning" "educational research" "departments" "educational technology" teachers,learning disabilities.learning disorders
management "planning "Instructor Training
موضوعات وب
امکانات وب



در اين وبلاگ
در كل اينترنت