قالب وبلاگ

تحقیقات آموزشی   EDUCATIONAL RESEARCH
Educational Research  تحقیقات آموزشی سنجش و اندازه گیری آموزش تدریس روش تحقیق 
لینک های مفید


;}
فهرست مطالب
پیشگفتار 1
مقدمه 2
تعریف خلاقیت 2
مفهوم خلاقيت درتاريخ 4
نتيجه تفكرخلاق 4
رابطه سطوح تفکرخلاق 4
مراحل چهارگانه خلاقیت 4
موانع خلاقيت 5
عوامل موثربرخلاقیت 6
مراحل تفکرخلاق 6
اجزاء تفکرخلاق 7
ويژگي هاي شخصيتي افراد خلاق 7
روشهاي پرورش خلاقيت 9
الف-روشهاي مبتني برتغييرواصلاح ويژگيها 9
ب – روش بارش مغزي 9
ج-روش حل مسأله 11
د –روش افزایش خودپنداره و ابراز وجود 12
ه-تکنیک شش کلاه تفکر 13
و-تكنيك P.P.C 14
ح-تکنیک ارتباط اجباری 14
ط-تكنيك درنگ خلاق 14
ی- وارونه سازي مسأله 14
ک-تکنیک اسکمپرSCAMPER 14
توصیه های عمومی برای پرورش خلاقیت 15
سم های کشنده خلاقیت 15
منابع و مآخذ
پیشگفتار:
سخنان يك اندیشمند در بستر مرگ:
وقتي بچه بودم، دلم مي خواست دنيا را عوض كنم. بزرگتر كه شدم گفتم دنياخيلي بزرگ است،كشورم را تغييرمي دهم. در نوجواني گفتم: كشور خيلي بزرگ است بهتر است شهرم را دگرگون سازم. جوان كه شدم گفتم شهر خيلي بزرگ است ،‌محله ام را تغيير مي دهم ،‌ به ميان سالي كه رسيدم گفتم: از خانواده ام شروع مي كنم ، اما در اين لحظه هاي آخر عمر مي بينم كه بايد از خودم شروع مي كردم. اگر تغيير را از خودم شروع كرده بودم، خانواده ام، محله ام، شهرم , كشورم و دنيا را به قدر توانم تغيير مي دادم.“
سعدی به روزگاران مهری نشسته بردل بیرون نمی توان کردالا به روزگاران
دردنیایی زندگی می کنیم که بسیارپیچیده است وهرروزبه رنگی دگرخودرامی آرایدوجلوه گری می کند.گویندکه درروزگاران قدیم وآن زمانی که هنوزخبری ازتکنولوژی وماشین وسرعت نبود ومردم درگیربااین چالشهانبودند،آرامش بود.بشربه خواست خودتصمیم گرفت که آسایش راتامین کندودرراه رسیدن به آن تمام برون واندرون زمین راشکافت ودرآخربه آن چیزی که می خواست رسیدولی غافل ازاینکه خیلی بهای سنگینی بایدبرای آن پرداخت می کردوآن بهای سنگین، امنیت وآرامش روانی بود.به هرحال آنچه می خواست یافت که گویندجوینده یابنده است.نشست ودوباره سردرگریبان خرد فروبردکه بایافته ام که حالا بلای جانم شده است چه کنم.منظورم تکنولوژی بود.گروهی گفتندنابودش سازوگفت این چاره نابخردانه است وگروهی گفتندمهارش سازوگفت سخت ازآن عاجزم.نه توان نابودیش رادارم ونه توان مهارش را.پس چاره چیست.ناگاه ندایی برآمدکه ای انسان به ظاهرقوی ودرواقع درمانده،چاره کاردردرون توست.خودرادوباره دریاب که حقیقت وجودی تودرگرانبهایی است که به امانت دراین دیارخاکی است:
مرغ باغ ملکوتی نئی ازعالم خاک چندروزی قفسی ساخته ای بهرتنت
پروازکن تابردوست وخودراوارهان که این راه نجات توست.اونشست واندیشیدوبرخاست وتلاش رامحورساخت وآفریدرازبودن راوراززیستن را.اودانست که دوباره ازنوزندگی کردن رابایدآموخت واین شدداستان آفرینش نوبای انسان به معنای انسان شدن.
توای دوست من تونیزمحصول این نظام اجتماعی پیچیده وصعب وطاقت فرسایی واگرروزی خواستی که رهاشوی بایدابتدادرآئینه مهارتهای زندگی دوباره خودراازنوبه تماشانشینی که تمام رسالت انبیاواولیاالهی نیزدراین راستابوده است.کارسختی است، امابه تلاش وزمان به برآید.امیداست که این وجیزه ناقص اندکی راهگشاباشد.
سپاسگزارهمیشگی لطف خالق هستی
 
 
 
مقدمه
آموزش بنيان توسعه، ترقي و تعالي هر جامعه است و بدون شك يكي از ويژگي هاي برتر تفكّر آدمي، خلاقيّت [1] است . امروزه يكي از مهمترين هدفهاي آرماني «پرورش ياد گيرندگاني خلاّق و نوآور» است (سيف، 1381) . آموزش خلاقيّت به لحاظ اينكه تمدن بشر نتيجه ي خلاقيّت ها و نوآوري هاي انساني است، از اهميّت و اعتبار بالايي برخوردار شده است . انسان به استمداد از مغز خود استعداد و توان بالقوه خلّق و ابتكار دارد و به ياري همين استعداد است كه اتومبيل، هواپيما، وسايل ارتباطي، رايانه و … ساخته شده اند. به كمك استعداد خلاّق است كه به غناء، معني و نشاط مي رسيم و اسبابي ساز مي كنيم تا از شدّت مشقّات و خطرات زندگي بكاهيم (مالتزمن،[2] 1371).
تعريف خلاقيت
خلاقيت به معناي آفريدن ، به وجود آوردن ، بيان عقايد اصلي و … است . (دافي ، 1381) در فرهنگ وبستر[3](1953) كلمه ي خلاقيّت به معناي ايجاد كردن يا بوجود آوردن تعريف شده است . در فرهنگ روان شناسي سيلامي راجع به خلاقيت چنين آمده است: «خلاقيت عبارت از تمايل و ذوق به ايجاد است كه در همه ي افراد و در همه ي سنين به طور بالقوه وجود دارد و با محيط اجتماعي و فرهنگي پيوستگي مستقيم و نزديكي دارد . شرايط مناسبي لازم است تا اين تمايل طبيعي به خود شكوفايي برسد. ترس از انحراف و سعي در همنوايي با اجتماع ، آن را به بند مي كشد . » (ميرزائيان، 1383). خلاقيت توانايي يا قدرت ذهني يا بدني براي ساختن يا بازسازي واقعيت به نحوي منحصر به فرد است (دافي ، 1381) .
گيزلين[4] (1952) خلاقيت را فرآيند خلق و ابداع همان فرآيند تغيير ، رشد و تكامل مي داند كه در حيات ذهني ما رخ مي دهد . برخي از روان شناسان خلاقيّت و حل مسأله[5] را فرآيندهاي مشابهي دانسته اند . (ماير[6]، 1930 ؛ تورنس ، 1960 ؛ دي چكووكرافورد[7] ، 1974 ؛ گانيه ، 1977 ؛ گيج و برلاينر ، 1984) . براي مثال ، گانيه در طبقه بندي خود از انواع يادگيري ، بالاترين سطح يادگيري را حل مسأله مي داند و معتقد است كه خلاّقيت نوع ويژه اي از حل مسأله است . در عين حال ، مي توان بين حل مسأله و خلاقيّت از اين لحاظ تفاوت قائل شد كه حل مسأله فعاليتي عيني تر از خلاقيّت است و هدف مشخص تري دارد ؛ يعني حل مسأله بيشتر بر واقعيات استوار است و هدف آن عيني و بيروني است . امّا خلاقيت بيشتر جنبه ي ذهني دارد و بيشتر از حل مسأله مبتني بر شهود و تخيّل است . در حل مسأله شخص با موقعيتي روبرو مي شود كه بايد براي آن راهي بيابد ، اما در خلاقيّت فرد ، هم موقعيت مسأله و هم راه حل آن را خود مي آفريند (سيف ، 1380) . ويتينگ و ويليامز[8] نيز در همين رابطه اظهار مي دارند كه «خلاقيت مستلزم حل كردن مسائلي است ، اما افراد خلاق ، پيش از آن كه مسائل را حل كنند، آنها را مي آفرينند يا بر پيچيدگي آنها مي افزايند (شكركن و همكاران، 1381).
وارن[9] (1934) درباره ي تعريف خلاقيت چنين مي گويد : خلاقيت به منزله ي ظرفيت پاره اي از افراد است در پديد آوردن تركيباتي از هر نوع اعم از كارهاي هنري ، فنون مكانيكي و جز آن ، آثاري كه جديدند و يا از نظر پديد آورندگان آنها قبلاً ناشناخته بوده اند . استاين[10] (1964) خلاقيت را اين گونه تعريف مي كند : «عبارت از ايجاد يك كار جديد است كه در زمان خود به عنوان يك چيز قابل دفاع يا خشنود كننده مورد قبول گروه قابل توجهي قرار مي گيرد ». خلاقيت عبارت است از به وجود آوردن چيزي نو طي فرآيندي كه شامل يك رشته توالي هاست از قبيل :
1 – تشخيص دادن و تجربه كردن يك مسأله چالش انگيز ؛ 2 – جمع آوري اطلاعات از منابع لازم به منظور تلاش فشرده و دراز مدت براي حل مسأله ؛3 – تجربه كردن يك دوره ي نهفتگي كه در آن فرد موقتاً و پس از احساس شكست، تنش و ناراحتي به خاطر ناتواني، حل مسأله را فراموش مي كند ؛ 4 – نگاه كردن به آن مسأله از چشم اندازي ديگر و فرمول بندي مجدد آن به شيوه اي تازه ، در لحظه اي كه بينش يا الهام پديدار مي شود كه اغلب با نوعي احساس هيجان و روشن شدن ذهن همراه است .5 – بسط دادن ، تفصيل و سنجش راه حل به دست آمده به صورت مقايسه با واقعيت (جانسون[11]، 1378) .
پاول تورنس[12] (1988) براي خلاقيت سه تعريف به دست آمده است ؛ تعريف پژوهشي ، تعريف هنري و تعريف وابسته به بقا. در تعريف پژوهشي او ، تفكّر خلاق عبارت است از «فرآيند حس كردن مشكلات ، مسائل ، شكاف در اطلاعات ، عناصر گم شده ، چيزهاي ناجور ، حدس زدن و فرضيه سازي درباره ي اين نواقص و ارزيابي و آزمودن اين حدس ها و فرضيه ها ، تجديد نظر كردن و دوباره آزمودن آنها ، و بالاخره انتقال نتايج ». تورنس (1988) در توضيح تعريف فوق مي گويد هر زمان يك نقص يا كمبودي را احساس مي كنيم در ما تنش ايجاد مي شود . احساس ناراحتي مي كنيم و دلمان مي خواهد كاري انجام دهيم تا تنش را برطرف سازيم . در نتيجه به تكاپو مي افتيم ، سؤال مي پرسيم ، چيزها را دست كاري مي كنيم ، و حدس ها و فرضيه هايي را طرح مي كنيم . تا زماني كه اين حدسها و فرضيه ها مورد آزمون و تجديد نظر قرار نگرفته اند آرام نمي گيريم . حتي پس از انجام اين كار هنوز هم تنش باقي است ، و زماني آرام مي گيريم كه به كسي بگوييم كه چه چيزي را كشف يا توليد كرده ايم . در سراسر اين فرآيند ، عنصري از پاسخدهي سازنده به موقعيتهاي موجود يا تازه وجود دارد و صرفاً انطباق يافتن با آنها مطرح نيست (سيف ، 1380) . تورنس (1998) در تعريف هنري خود از خلاقيت به موارد زير اشاره كرده است :
1 – خلاقيت مانند خواستن و دانستن است.2 – خلاقيت مانند عميق تر حفر كردن است . 3 – خلاقيت مانند دوباره نگاه كردن است . 4 - خلاقيت مانند گوش دادن به بوهاست . تورنس (1998) در تعريف وابسته به بقا از خلاقيت قدرت كنار آمدن فرد با موقعيت هاي دشوار را ذكر كرده است . به هنگام برخورد با موقعيتهاي دشوار و خطرناك ، وقتي كه شخص هيچ راه حل از پيش آموخته و تمرين كرده اي ندارد ، به درجه اي از خلاقيت نيازمند است (سيف ، 1380) . تورنس به جنبه ي فرهنگي خلاقيت بيشتر توجّه دارد و عملي را ابتكار و نوآوري مي داند كه براي فرد و اجتماع ، هر دو تازگي داشته باشد و در ضمن براي اجتماع نيز مفيد باشد ، بنابراين اصالت (تازگي) ، پايه و اساس هر نوع نوآوري و خلاقيتي است .
به نظر آيزنك[13] (1979) ، خلاقيت عبارت از ظرفيت ديدن روابط جديد و پديد آوردن انديشه هاي غير معمول و فاصله گرفتن از الگوهاي سنتي تفكّر است . مازلو[14] (1962) در ارتباط با خلاقيت مي گويد : از يك تاجر آموختم كه يك سازمان تجاري مي تواند داراي فعاليتي خلاق باشد ، از ورزشكار نوجواني آموختم كه حمله اي كاري مي تواند مانند توليد يك محصول يا سرودن يك غزل زيبا باشد و بايد با همان روحيه ي خلاّق با آن برخورد شود . به نظر استرن برگ[15] (1989) ، خلاقيت تركيبي است از قدرت ابتكار ، انعطاف پذيري و حساسيت در برابر نظرياتي كه ياد گيرنده را قادر مي سازد خارج از نتايج تفكّر نامعقول به نتايج متفاوت و مولّدي بينديشد كه حاصل آن رضايت شخصي و احتمالاً خشنودي ديگران خواهد بود.
كورمن[16] (1991) خلاقيت را اين چنين تعريف مي كند : توانايي دستكاري نمادها ، آرايش آنها و دسته بندي آنها به طرق تازه اي كه داراي سودمندي اجتماعي باشند(شكركن ، 1381) .
از تعاريف خلاقيت بر مي آيد كه اين ويژگي در برگيرنده ي موارد زير است :
1 – توانايي ديدن چيزها به شيوه اي نو 2 – آموختن از تجارب قبلي و انتقال اين يادگيري به موقعيت هاي تازه 3 – تفكّري انعطاف پذير و شكستن محدوديت ها 4 – استفاده از روشهاي غير سنتي براي حل مشكلات 5 – فراتر از اطلاعات گام برداشتن
6 – آفريدن چيزي منحصر به فرد يا اصيل .
بيشتر تعاريف ارايه شده درباره ي خلاقيت بر دو مورد تازه بودن و مفيد بودن نتيجه ي آن تأكيد دارند. سايمون[17] با قبول دو اصل فوق درباره ي تفكر خلاق سه شرط ديگر را نيز بر آنها افزوده است؛ راه حل بايد افكار مقبول گذشته را رد كند ، در نتيجه انگيزش و پشتكار زياد بدست آمده باشد و مشكلي را بدنبال داشته باشد كه قبلاً به خوبي تعريف نشده است (رانكو[18]، 1990).
مفهوم خلاقيت درتاريخ:
مترادف نبوغ:ايران(پندارنيك) ويونان باستان،يك نوع جنون:رم باستان،ادراك فراحسي وفكرفراذهني :قرون وسطي ودرشرق :معادل رشديافتگي،محصول ذهن فعال:رنسانس،قرن 18:نوع خاصي ازتفكر ومحصول شناخت قرن 19:انديشه اي بديع داراي ابعادخاص خود،قرن20:فكرنو(گيلفورد)،محصول تازه(مورگان)،اصيل ،تازه ،سيال(تورنس)
نتيجه تفكرخلاق:رضايت ازخود،رضايت اززندگي،افزايش تفكرورشدهيجان(EQ)،توسعه مهارتهاي زندگي(حل مساله،تفكرانتقادي)،حل مشكلات پيراموني (ترافيك،جمعيت ،كار،اعتيادو..)
رابطه سطوح تفکرخلاق: مساله(موقعیت وشرایط مبهم) ،تفکرخلاق(بسترخلق ایده واندیشه نو)خلاقيت(تولیدایده ها واندیشه های نووبدیع) ،نوآوری(عملیاتی کردن ایده).
مراحل چهارگانه خلاقیت:1- ایجاد فکر جدید افکار و دانسته های جدید حول اکتشافات اساسی، بسط شناختها و ادراکات موجود، یا خلاقیت ناگهانی حاصل از نبوغ افراد یا ارتباط با دیگران و نظایر آن شکل می گیرند.
2- آزمایشهای اولیه: فکرهای جدید باید آزمایش شوند. این کار ابتدا از طریق مباحثه با دیگران، مراجعه به مشتریان و ارباب رجوع، ملاقات یا ارتباط با کارشناسان فنی، و یا از طریق نمونه سازی صورت می گیرد.
3- تعیین امکان پذیری: برای سنجش میزان عملی بودن و به صرفه بودن (فکر یا طرح جدید) باید از طریق مطالعات امکان سنجی، هزینه و منفعت اجرای آن مقایسه شود. همچنین باید کارآیی محصول جدید و موقعیت آن در بازار بررسی شود.
4- کاربرد نهایی: در این مرحله برای معرفی محصول جدید تبلیغ می شود ونمونه ی آن برای فروش در بازار ارائه می گردد. در صورتی که فکر جدید به ایجاد یک فراگرد کاری جدید منجرشده باشد، در این مرحله آن فراگرد به صورت یکی از رویه های عملیاتی جاری در می آید
والاس[19] (1926) چهار مرحله ي اصلي زير را به عنوان مراحل خلاقيت پيشنهاد كرده است :
1 – آماده سازي : اين مرحله همه ي جوانب مسأله مورد توجه قرار مي گيرد و در اصل مسأله شناسايي و حقايق درباره ي آن جمع آوري مي شوند .
2 – دوره نهفتگي : در اين مرحله ، نوعي فرآيند ذهني دروني وجود دارد كه اطلاعات تازه را با اطلاعات گذشته مرتبط مي سازد . ظاهراً يك نوع سازمان بندي مجدد اطلاعات بدون آن كه فرد مستقيماً از آن آگاه باشد، انجام مي پذيرد . بنابراين ، در دوره ي نهفتگي فرد آگاهانه و با برنامه ريزي قبلي درباره مسأله فكر نمي كند .
3 – اشراق : در اين مرحله ايده اي فرخنده ظاهر مي شود ، ايده اي كه آن را «پديده ي آها»[20] نيز ناميده اند . در اين مرحله فرد خلاق ايده يا راه حل مسأله را به طور ناگهاني درمي يابد .
4 – ثبات : در اين مرحله ايده اي كه طي سه مرحله قبلي بدست آمده است ، مورد ارزيابي قرار مي گيرد تا اعتبار يا عدم اعتبار آن معلوم شود . اگر چه اين مراحل عموماً رعايت مي شوند ، امّا اين بدان معنا نيست كه آنها بايستي به طور تغيير ناپذيري به طور منظم اتفاق بيفتند ، يا اين كه در يك توالي زماني معيني روي دهند . هر مرحله ممكن است نمايانگر ماهها يا سالها طرح ريزي يا مطالعه باشد . در حالي كه در ساير موارد ، اين مرحله مي تواند در يك روز اتفاق افتد . پس مي توان گفت كه خلاقيت عملي است تازه ، بكر ، ارزشمند ، يگانه و منحصر به فرد كه داراي فرآيندي معين است كه در اين فرآيند بايد به روي محيط و منابع دروني خود باز بود
موانع خلاقيت:
آمابلي (1988) طي پژوهشي كه از طريق مصاحبه و نظر خواهي از 120 دانشمند انجام داده است موارد زير را به عنوان مهمترين موانع فردي خلاقيت برشمرده است: عدم انگيزه، عدم مهارت يا عدم تجربه، عدم انعطاف، انگيزه ي بيروني و عدم مهارت اجتماعي، همچنين از نظر اين گروه موانع محيطي خلاقيت نيز عبارتند از: جو نامساعد، محدوديت ها، ارزيابي و فشار، رقابت و منابع ناكافي.آسبورن ابداع كننده ي روش بارش مغزي، برخي از مهمترين عوامل تضعيف كننده ي خلاقيت را موارد زير عنوان مي كند: قضاوت زودرس ، عادات قبلي، دلسرد كردن خود، كم رويي، ترس از احمق جلوه كردن ، تمايل به همرنگي با جماعت. كراس نيز موانع خلاقيت را به صورت زير عنوان مي كند:1 – موانع تاريخي: نظير اعتقاد به تقدير ، جبرگرايي و نفي اختيار انسان.2 – موانع بيولوژيك: نقصها و ضايعات جسماني، عقب ماندگيهاي ذهني و جسمي.3 – موانع اجتماعي: آداب و سنن فرهنگي و تبعيت از كليشه ها و قالب هاي اجتماعي، محافظه كاري اجتماعي، عدم پذيرش تغيير و نوگرايي.4 – موانع روان شناختي: ترس از شكست، عادت به كليشه ها و تفكرهاي تكرار شونده، عدم اعتماد به نفس و عدم انگيزه ي دروني . به طور كلي شكل كراس نقش عوامل روان شناختي را بيش از ساير عوامل مي داند زيرا معتقد است كه بقيه ي عوامل از بيرون بر تفكر خلاق تأثير مي گذارند در حالي كه عوامل روان شناختي از درون فرد به وجود مي آيند و خلاقيت وي را دچار ركود مي نمايند
گيلفورد (1998) نيز در چارچوب ويژگيهاي شخصيتي افراد خلاق برخي از خصوصياتي را كه مانع بروز خلاقيت مي شوند، برشمرده است كه عبارتند از : سلطه گري، منفي بافي، مقاومت، ترس، عيب جويي، انتقاد از ديگران، سازشكاري، تسليم .
درکل موانع تفكرخلاق شامل:بيروني(موانع تاريخي وفرهنگي =استبدادزدگي ،انديشه تاريخي =تابوده همين بوده ... عدم ارزشگذاري،آداب ورسوم ،آموزش غلط،تنبيه جمعي،فشارگروهي وارزشيابي،رقابت،سلب آزادي،...)
دروني(ضعف شناخت ازخود،عدم خودباوري،توسل به بهانه =ژن بدوارث،افكارناكارآمد،درماندگي آموخته شده،انگيزش دروني پايين (شايستگي ولياقت)،نگاه منفي به شكست
شکست فقدان توانایی احساس عدم شایستگی کاهش عملکرد
شکست فقدان کوشش احساس گناه وشرم افزایش عملکرد
عوامل موثربرخلاقیت:
1 – دانش و آگاهي: دانش از عوامل اصلي خلاقيت و يا به عبارتي ماده ي خام آن است . بدون شك افراد خلاق بدون برخورداري از اطلاعات و آگاهي هاي لازم قادر نخواهند بود نوآوري هاي خود را عرضه نمايند. به همين دليل بايد زمينه ي مطالعه و كسب اطلاعات را براي افراد فراهم نمود تا آنان با دستيابي به ماده ي اصلي و اوّليه خلاقيت، قادر به نوآوري باشند.
2 – انگيزش: انگيزش نيروي محرك جريان خلاقيت در انسانهاست. صيانت ذات از جمله انگيزه هاي انساني است كه از طبيعت آدمي سرچشمه مي گيرد . وجود چنين انگيزه هايي اشخاص را به كوشش وا مي دارد تا خود را از گزند حوادث محفوظ داشته، وسايل آسايش خود را فراهم نمايند و در اين راه چيزهاي تازه اي كشف نمايند. كنجكاوي يا عشق به دانستن و يا عشق به كسب اطلاعات جديد خمير مايه ي رفتار مخترعان و مكتشفان است . كنجكاوي به صورت غريزي در همه ي افراد انساني موجود مي باشد و همين امر نشان مي دهد كه در نهاد همه ي انسانها ميل به خلاقيت، نوآوري و درك و كشف مطالب جديد وجود دارد .
3 – اعتماد به نفس و استقلال شخصيت: يكي از عواملي كه امكان بروز تفّكرات نو و ابتكارات تازه را ميسر مي سازد، برخورداري از اعتماد به نفس و نيز داشتن شخصيتي مستقل مي باشد . به همين دليل تقويت اعتماد به نفس، احساس خود ارزشمندي و عزّت نفس در كودكان و نوجوانان از ضروري ترين امور محسوب مي گردد (جين، 2001؛ رانكو، 1990؛ كارولين و همكاران، 1995).
مراحل تفکرخلاق:
تعارض=قرارگرفتن دريك بحران شناختي
آمادگي =آشنايي باجنبه هاي مختلف يك موضوع
نهفتگي =استراحت صوري ذهن(توقف فكروبسته بودن درها)
ظهور=كشف راه حل جديدورسيدن به بينش وايجادانگيزش
اثبات=امتحان وارزشيابي بينش حاصل شده
اجزاء:
سيالي=توان ارايه پاسخ فراوان(فقط باوزيرشطرنج بازي نكردن)درهاي تفكررابازگذاريدوبدون سانسوربيانديشيد
انعطاف پذيري=نگاه به يك موضوع اززواياي مختلف ،ايده متفاوت براي يك موضوع(چندبعدي نگريستن)
اصالت(ابتكار)=توانايي توليدايده هاي بديع وتازه ازطريق يافتن ارتباط بين عناصر بي ربط
تخيل بستراوليه خلاقيت است پس خلاقيت ونوآوري عيني مي شودوتخيل مقدمات را تدارك مي بيند.(انسان اول درذهن خودپروازكرد سپس ...)
1-قلمرومهارتها:استعداد،تجربه،هوش،سازماندهي،آموزش ،سايرتواناييها
2-مهارتهاي كاري(رفتارها):شيوه عمل،سبك رفتار(تعهدبه خوب انجام دادن،تمركزوتلاش مستمر،بن بست شكني، سخت كوشي ،پافشاري براي حل مشكل)وسعت تفكر(حذف عادت غلط،درك پيچيدگيها،به تعويق انداختن قضاوت،درك روابط،يادآوري دقيق مسايل )
3-انگيزش دروني:عشق وتعهد ،تمركزبرفعاليت،لذت بردن ازتلاش، اشتياق به سخت كوشي،ادراك شايستگي ولياقت،رضايت دروني ،مبارزه طلبي ،جذاب كردن فعاليت (بزرگترين تفريح كاراست)
چه كاري مي تواندانجام شود ؟چه كاري انجام مي شود؟
منابع خلاقیت:1-معصومیت2-تجربه3-انگیزش4-داوری تنظیم شده5-اتفاق ، پیشامد و اشتباه6-سبک7-رهایی8-گریز اندیشی
ويژگي هاي شخصيتي افراد خلاق:
1 – هوش : فرد خلاق از لحاظ هوش بالاتر از ميانگين است . امّا لزوماً در حد اعلاي هوش نيست . درجه ي هوش لازم براي خلاقيت در كارهاي گوناگون متفاوت است، مثلاً دارا بودن بهره ي هوشي بالا براي دانشمند مهم تراست تا براي يك نقّاش يا رمان نويس.
2 – آگاهي: صفت ديگر آگاهي است. فرد خلاق بيش از حد معمول نسبت به محيط خود حساس است ، وي چيزهايي مانند رنگ، بافت، واكنشهاي شخصي، قطعات خبري روزنامه ها و مانند آنها را در مي يابد، كه ديگران متوجه آنها نمي شوند. خلاقيت نيازمند درك تازه و يا تعريف تازه از چيزهاي بديهي است . هر دو نوع توانايي نيازمند آگاهي فوق العاده اي از محيط است . اما همانگونه كه شخص خلاق رشد مي كند ممكن است آگاهي او به يك يا چند زمينه محدود شود. مثلاً نابغه نسبت به چيزهاي معمول بي توجه است و آگاهي خود را به تجارب معدودي معطوف مي سازد.
3 – شك گرايي: بيشتر مردم درباره ي ايده هاي خود محافظه كارند. بدين معني كه به آنچه قبلاً آزمايش شده و شناخته شده اعتماد دارند. امّا به چيزهاي تازه و جديد اعتماد نمي كنند، در حالي كه فرد خلاق نسبت به ايده هاي پذيرفته شده مشكوك است و ايده هاي تازه را كمتر مورد ترديد قرار مي دهد. شك گرايي او را از باورهاي قرار دادي رها مي كند. در حالي كه زود باوري نسبت به انديشه هاي تازه ي او را در مسير كشف خلاق قرار مي دهد.
4 – بازي گوشي فكري:[21] فرد خلاق في نفسه به كاوش ايده ها مي پردازد و با آنها بازي مي كند تا ببيند به كجا منتهي مي شوند. اين ويژگي با تسلط او ارتباط دارد . او به طور طبيعي با ايده ها بازي مي كند و آنها را بوجود مي آورد.
5 – شوخ طبعي:[22] فرد خلاق شوخ طبع است و به گفته ي روانشناسان مي تواند در برابر ناسازگاري به گونه اي خود جوش واكنش نشان دهد. چرا كه نسبت به اشخاص معمولي، معناي زيادتري را در يك موقعيت در مي يابد كه بسياري از آنها غير عادي و زيركانه است . از ديدگاه روانكاوي دليل ديگر اين است كه «خود» بسيار انعطاف پذير است و از اين رو مي تواند از ذهن نيمه آگاهي عقب نشيني كند كه اجازه ي برقرار كردن ارتباط تازه اي را كه به وي مي دهد اساس شوخ طبعي اوست . شوخ طبعي بيش از آن كه نشانه اي از سطحي بودن عواطف باشد، نشانگر ژرف گرايي در عواطف است . شوخ طبعي فرد خلاق را در ابراز احساساتش توانا مي سازد كه شخص معمولي آن را پس مي زند.
6 – ناهمنوايي(استقلال): همنوايي مانع بروز ويژگيهاي خلاق است. نتيجه اينكه كساني كه همنوايي بيشتري دارند، معمولاً كمتر خلاق مي باشند. به عنوان يك قاعده شخص همنوا، كم هوش تر از فرد مستقل است، از نظر فكري غير قابل انعطاف تر و در ايده هايش از تسلط كمتري برخوردار است . شخص همنوا از نظر عاطفي داراي واپس زدگي بيشتري است . از اين رو به ذهن نيمه آگاه خلاق خود دسترسي ندارد. او بيشتر به ديگران متكّي بوده و كمتر اعتماد به نفس دارد. از اين جهت به ايده هاي خود ايمان ندارد و تسليم ايده هاي گروه مي شود. شخص ناهمنوا اگر چه ظاهراً به دليل كمتر قرار دادي بودنش بيشتر خلاق است، امّا به سبب خود محوري[23]، از خلاقيت باز مي ايستد. او در جريان خلاقيت، قرار دادهاي رايج را به استهزا مي گيرد، زيرا احساس اجبار مي كند كه از ديكران متفاوت باشد. برخورداري از شخصيت مستقل ، متعادل و متعالي جوهره ي اصلي شكوفايي خلاقيت در افراد است(مقامي،1383).
7 – اعتماد به نفس: فرد خلاق نسبت به ارزش كار خود اطمينان دروني دارد . او ممكن است احساس رسالت كند يا حتي سرنوشت خود را از پيش تعيين شده بداند. البته ايمان به سرنوشت، دليل بر وجود نيروي خلاق نيست، فرد خلاق سرسخت ترين نقاد خود محسوب مي شود. در واقع اگر قرار باشد كه او بطور مؤثري، در اثرش تجديد نظر كند، بايستي چنين باشد، زيرا افراد معدودي هستند كه به اندازه ي كافي از نيّات او جانبداري كرده و نمي توانند به طور مؤثري وي را راهنمايي كنند. شخص خلاق اطمينان دروني دارد، يعني اين كه او داراي ايماني غايي به چيزهايي است كه در صورت وجود فرصت و شانس مي تواند انجام دهد، نه لزوماً ايمان به آنچه كه انجام داده است .
8 – انضباط شخصي درباره ي كار9 – پشتكار ، حتي در موارد سرخوردگي10 – تحمل موقعيت هاي مبهم.11 – توانايي صبر كردن براي پاداش 12 – انگيزه شخصي براي انجام كار فوق العاده13 – تمايل به پذيرش خطر (آمابلي، 1375).
برخي پژوهش ها ويژگي هاي افراد خلاق را به شرح زير بيان كردند:
1 – تمايل دارند فصيح صحبت كنند.2 – در جو آزاد، انعطاف و سازگاري دارند و در جو فشار ، سركشند.3 – در تفكر بيشتر واگرا و مبتكرند تا همگرا و دنباله رو.4 – حافظه خوب و تفكر نوجوي آنها سبب مي شود كه هر چيز نوظهور را آشنا كنند.5 – به خلق خوش و رفتار شوخ طبع تمايل دارند.6 – به داشتن افكار احمقانه و غريب شهرت دارند (سليماني، 1380).
روشهاي پرورش خلاقيت:
نكته:نابغه كشف كردني است وخلاق توليدكردني
الف-روشهاي مبتني برتغييرواصلاح ويژگيها:شناختي:تقويت حس كنجكاوي،بازي باايده،افكارغيرمعمول مثبت،خوشفكري،مثبت انديشي،تقويت درك،پيش بيني كردن رويدادها
شخصيتي:آموزش صداقت ،رك گويي،شوخ طبعي(رابطه بسياربالايي دارد)،نظم ،نوع دوستي،سهل گيري،افزايش آستانه تحمل،ميل به تغيير،پشتكار،اعتمادبه نفس ،ريسك پذيري
ب – روش بارش مغزي : روش ويژه اي كه براي تشويق دانش آموزان به ارائه راه حلهاي گوناگون به وسيله الكس اسبورن1 ( 1957 )‌ ابداع شده است ، روش بارش مغزي2 است ( سيف ، 1380 ، لفرانكويس3 ، 1370 ) . در لغت نامه ي وبستر واژه ي « بارش مغزي » چنين تعريف شده است : « اجراي يك فن گروهي كه از طريق آن تعدادي از افراد تلاش مي كنند براي يك مساله ي به خصوص با انباشتن تمام ايده هايي كه توسط اعضا ارائه مي شود ، راه حلي بيابند . » در روش بارش مغزي هدف عمده اين است كه فرآيند توليد پاسخها از فرآيند ارزشيابي آنها مجزا شود ؛ زيرا غالبا ارزشيابي ، توليد پاسخهاي متنوع را سركوب مي كند و مانع بروز خلاقيت مي شود . در اين روش مساله اي طراحی می شود و از آنان مي خواهد تا هر چه راه حل براي مساله به ذهنشان مي رسد ، بگويند . پيش از ارائه تمام راه حل ها ، هيچ گونه اظهار نظري درباره ي آنهاابزار نمي شود ( سيف ، 1380 ، لفرانكويس ، 1997 ) . بارش مغزي را مي توان يك راهبرد گروهي حل مساله ، كه از طريق آن عده اي مي كوشند ؛ براي مساله اي ويژه ، با انباشتن تمام افكار و انديشه هاي خود ، راه حلي بيابند ، تعريف كرد ، اين روش متضمن توليد راه حل هاي بسيار متنوع است ، در حالي كه قضاوتي درباره ي مناسب بودن اين راه حل ها صورت نمي گيرد ( لفرانكويس ، 1997 ).در اين تعريف چند نكته اساسي وجود دارد : 1 – بارش مغزي روش يا تكنيكي گروهي است . 2 – تلاش فكري و ذهني به طور گروهي صورت مي گرد تا راه حل هاي متنوع به دست آيد . 3 – راه حلهاي زيادي براي حل يك مساله پيشنهاد مي شود. 4 – بارش مغزي نوعي تلاش فكري درباره ي موضوع است كه طي آن شرايطي ايجاد مي شود تا شركت كنندگان ، في البداهه نظر خود را ابراز دارند .
قوانين روش بارش مغزي :در اين روش آموزشي رعايت قوانيني ضروري است كه عبارتند از :
1 ) انتقاد ممنوع است : با توجه به اين كه در جريان بارش مغزي افراد ، انديشه هاي درست و يا غلطي ارايه مي نمايند ، هر گونه انتقاد يا اعتراض ، روند فعاليت بارش مغزي را كند مي كند و جريان تفكر را به سوي انتقاد سوق مي دهد . بنابراين انتقاد در هنگام بارش مغزي با اصل بارش مغزي مغاير است ( لفرانكويس ، 1997 ، تورنس ، 1375 ، آقا زاده ، 1376 )‌ . براي استفاده از اين روش در آموزش تفكر خلاق لازم است براي مدتي هر گونه انتقاد حذف گردد . زيرا در مواردي انتقاد مانعي در جهت ارايه ي انديشه هاي نو و خلاق است ( حسيني ، 1378 ) . 2 ) ارزشيابي انديشه ها ، راه حلها و افكار اعضاء ممنوع است : در هنگام بارش مغزي ، هر گونه ارزشيابي و يا داوري درباره ي انديشه ها ، راه حل ها و ديدگاههاي گروه بارش مغزي ، وقت جلسه را تلف و افكار و انديشه ها را منحرف مي سازد و بخشي از توان مغزي را متوجه عملكرد مي كند . در نتيجه ، فرصت تفكر و بارش مغزي كاهش مي يابد . لذا در اين روش ارزشيابي در هنگام بارش مغزي ممنوع شده است ( لفرانكويس ، 1997 ؛ قاسم زاده ، 1371 ) . ارائه افكار بديع و دور از ذهن مستلزم اجراي دو قانون اخير است تا افراد بدون نگراني از تمسخر يا تحقير بتوانند ايده هاي عجيب و غريب خود را بيان كنند . 3 ) كميت انديشه ها و نظرها مطلوب است : هر چه نظر ها و انديشه هاي توليد شده بيشتر باشد ، احتمال وجود انديشه هاي خلاق افزايش مي يابد . بنابراين مساله مطرح شده بايد به گونه اي باشد ، كه تنوع و تعداد انديشه ها را طلب نمايد و در روند توليد انديشه وقفه ايجاد نكند ( لفرانكويس ، 1997 ؛ لفرانكويس ، 1370 ). 4 ) تركيب ، تلفيق ، تغيير و اصلاح انديشه هاي ديگران آزاد است . اعضا گروه مي توانند هنگام اجراي روش بارش مغزي انديشه ها ، ديدگاهها ، نظرها و افكار ساير اعضا را تغيير دهند و يا مشابه سازي نمايند و با ادغام و تركيب و تلفيق آنها ، انديشه ها ، ديدگاهها ، نظرها و افكار جديدي به وجود آورند . اين اقدام ، زمينه را براي بازنگري درباره ي انديشه ها ، افكار و …. فراهم مي آورد . اين عمل بايد با رعايت احترام به ديگران صورت گيرد . 5 ) به نظرها ، ديدگاهها ، افكار و انديشه هاي غير معمول ، غير عادي و دور از ذهن بايد توجه كرد . اصولا افكار جديد و تازه ، زماني كه ايجاد و توليد نشده اند ، وجود ندارند . پس هر موضوع جديد و بديع ، در اولين نگاه غير عادي است . مجموعه اي از نظرها و طرحهايي كه ممكن است در اولين نگاه دور از ذهن و نامناسب جلوه نمايند ، به احتمال زياد بديع و تازه اند . اين نكته را تاريخ علم تاييد مي كند . 6 ) حضور افراد داوطلبانه و اختياري است . با توجه به اين كه انگيزه ي دروني در خلاقيت فردي و آزاد انديشي اهميت فراوان دارد ، حضور كمي و كيفي افراد اجباري نيست و كاملا از روي ميل و علاقه صورت مي گيرد . حتي اگر در جريان جلسه ي بارش مغزي فردي تمايل به ابراز عقيده و نظر نداشته باشد ، آزاد است .( آسبورن ، 1371 ) .
اركان جلسه ي بارش مغزي عبارتند از شامل:1 – رئيس گروه بارش مغزي : رئيس گروه ، برنامه ريز و هدايت كننده ي فعاليتهاي جلسه بارش مغزي است و در ابتداي جلسات بارش مغزي ، آموزش مقدماتي در خصوص اجرا را به اعضا مي دهد و كنترل جلسه را به عهده مي گيرد . در جلسه ي بارش مغزي رئيس گروه نقش حساسي دارد . او بايد با تاكيد براي اجراي قوانين جلسه بدون اين كه ايده اي را تكذيب يا تاييد نمايد ، به جمع آوري ايده ها و انديشه ها پرداخته از منشي جلسه بخواهد كه تمام ايده ها و انديشه ها را يادداشت كند . رئيس گروه بايد در حد لزوم از روش هاي حل خلاق مسائل آگاه باشد و قبل از تشكيل جلسه افراد را نيز با هدفها و روش كار آشنا نمايد.
2 – منشي يا منشي ها : يك يا چد نفر منشي بايد تمام انديشه ها ، افكار ، نظرها و ديدگاه هاي مطرح شده را صرف نمايند تا در پايان جلسه فهرست كاملي از توليدات به افراد و رئيس گروه ارائه گردد .3 – اعضاي گروه بارش مغزي : تعداد افراد گروه بارش مغزي متفاوت است و بين 10 تا 20 نفر متغير است به نظر مي رسد تعداد بر اساس محدوده ي اطلاعات آنان از موضوع تعيين مي شود. پژوهشها نشان داده است كه گروههاي كوچكتر نتايج بهتري به دست آورده اند . گروه 12 نفره ، بهترين تعداد براي تشكيل جلسه ي بارش مغزي تشخيص داده شده است . 4 – مشاهده كنندگان : گاه عده اي در مقام مشاهده گر بر جلسه نظارت مي كنند ، برداشتهاي خود را مي نويسند و در صورت لزوم در مرحله ي دوم كه جمع بندي و ارزشيابي عقايد است ، نظرات خود را بيان مي كنند ( آقازاده ، 1376 ) .5 – طول جلسه ي بارش مغزي : زمان جلسه ي بارش مغزي متفاوت است اما عمدتا بين 30 تا 45 دقيقه طول مي كشد .
ج-روش حل مسأله : وقتي يادگيرنده با موقعيتي رو به رو مي شود كه نمي تواند با استفاده از اطلاعات و مهارت هايي كه در آن لحظه در اختيار دارد به آن موقعيت سريعاً پاسخ درست بدهد يا وقتي كه يادگيرنده هدفي دارد و هنوز راه رسيدن به آن را نيافته است، مي گوييم با يك مسأله رو به رو است. با توجه به تعريف مسأله، مي توان حل مسأله را به صورت تشخيص و كاربرد دانش و مهارتهايي كه منجر به پاسخ درست يادگيرنده به موقعيت يا رسيدن او به هدف مورد نظرش مي شود، تعريف كرد. به سخن ديگر، حل مسأله صرفاً دانستن اطلاعات، مفاهيم يا اصول و كنار هم قرار دادن آنها نيست، بلكه يادگيرنده بايد راههاي تازه ي تركيب دانشهاي قبلي به ويژه قواعد يا اصول قبلا آموخته شده را كه به حل مسأله منجر مي شوند، را كشف كند (سيف، 1380، شعباني،1371).
مراحل آموزش حل مسأله : 1- تشخيص[24] مسأله: نخستين گام در حل مسأله تشخيص و درك مسأله است، يعني اينكه يادگيرنده متوجه بشود كه مسأله اي وجود دارد . در واقع سهم مهم حل مسأله تشخيص مسأله يا مشكل است. به طور كلي مسائل را مي توان به دو دسته ي مسائل تعريف شده و مسائل تعريف نشده تقسيم كرد . يادگيرندگان نبايد به مسائل نوع اول قانع باشند و در هر زمينه اي بايد خود به دنبال كشف مسائل بروند.
2 - تعريف[25] و معرفي مسأله: پس از تشخيص و شناسايي مسأله، نوبت به تعريف و درك ماهيت آن مي رسد . تعريف كردن و فهميدن مسأله مستلزم يافتن اطلاعات مناسب و صرف نظر كردن از جزئيات نامربوط است. علاوه بر شناسايي و تعريف مسأله، بايد آن را به نحو درست معرفي كرد. يكي از متداولترين راههاي معرفي مسأله بيان صورت (شفاهي يا كتبي) آن است. مسائل را مي توان به صورتهاي ديگر از جمله تصاوير، معادلات رياضي ، نمودارها، طرح ها و نقشه ها، نيز نشان داد. متخصصان حل مسأله اين فرآيند را معرفي مسأله[26] نام گذاري كرده اند.
3 – كشف و تدوين راه حل مسأله: پژوهشگران حوزه ي حل مسأله راه حل هاي مسائل را به دو دسته تقسيم كرده اند . يكي از آنها روش مراحل پياپي (الگوريتم[27])است؛راه ديگر روش بهترين حدس يا روش اكتشافي[28] است. روش الگوريتم يك روش گام به گام منظم است . اگر در حل مسأله الگوريتم مناسب انتخاب و اجرا شود، يافتن جواب براي مسأله قطعي است . روش الگوريتم براي مسائل درست تعريف شده و مشخص مناسب است . در مقابل، روش اكتشافي روشي است كه بيشتر براي مسائل نا مشخص تر و ابهام دار مورد استفاده قرار مي گيرد. (سيف، 1380).
4 – عمل كردن [29] بر روي راه حل هاي كشف شده: پس از انتخاب راه حل احتمالي ، بايد آن را به اجرا درآورد. منظور اين است كه اگر روش مراحل پياپي را انتخاب كرده ايد، آن را به دقت به كارمنديد، اگر يكي از روشهاي اكتشافي را برگزيده ايد آن را مورد استفاده قرار دهيد؛ و يا اگر روش الگوريتم را مفيد تشخيص داده ايد از آن بهره بگيريد.
5 – نگاه به عقب[30] و ارزشيابي نتايح فعاليت ها : پس از آن كه يادگيرنده راه حلي را انتخاب كرد و آن را مورد استفاده قرار داد، بايد نتايج حاصل را ارزشيابي كند. اين مرحله شامل وارسي شواهد براي تأييد درست بودن راه حل و جواب مسأله است.
د –روش افزایش خودپنداره و ابراز وجود: مهارت هاي زندگي ، شخص را قادر مي سازد ، نگرش ها و ارزش ها را به توانايي هاي واقعي و عيني تبديل كند. انسان بايد ياد بگيرد كه چه كاري را انجام دهد و چگونه آن را انجام دهد . يادگيري مهارتهاي زندگي، احساس يادگيرنده را در مورد خود و ديگران تحت تأثير قرار مي دهد و از عوامل عمده گسترش بهداشت روان است (طارميان، 1378، محمدخاني، 1380).يكي از مهارتهاي اساسي زندگي امروزي، روابط مؤثر اجتماعي است . انسان همواره نيازمند برقراري روابط سالم با ديگران است . قدرت برقراري و حفظ روابط دوستانه، در بهداشت روان فردي و اجتماعي اشخاص تأثير بسزايي دارد . يكي از عوامل مهم ارتباط مؤثر بين فردي، ناتواني يا توانايي شخص در «ابراز وجود[31]» است كه اخيرا توجه زيادي به اين بعد از تعاملات اجتماعي شده است (طارميان، 1378).رفتار ابراز وجود به هر رفتاري اطلاق مي شود كه فرد طي آن به راحتي بتواند عواطف و احساسات اصيل خودش را بدون توجه به شرايط، به طور صحيح و بدون بازداري نشان دهد . ابراز وجود، شامل گرفتن حق خود و ابراز عقايد، احساسات و افكار خويش به طور مستقيم و صادقانه است . به نحوي كه حقوق ديگران نيز محترم شمرده شود. به عبارت ديگر، رفتاري كه شخص را قادر مي سازد منافع خويش را تشخيص دهد، بر اساس آن عمل كند،‌ بدون اضطراب جدي بر حق خود پاي بفشارد، احساسات واقعي خود را صادقانه بيان دارد و بدون فراموش كردن حقوق ديگران، حق خود را مطالبه و اعاده كند، رفتار ابراز وجود است . (ريس[32]، 1379، شاملو ، 1370).
در تعاريف فوق، بر رعايت و احترام به حقوق ديگران تأكيد شده است . كساني كه اين مهارت را كسب كرده اند، بايد بتوانند بين گرفتن حقوق خود و پاي مال كردن حقوق ديگران تفاوت قايل شوند. بنابراين ابراز وجود متشكل از هفت مفهوم زير است : 1 – ابراز عقايد متفاوت؛2 – تقاضاي تغيير رفتارهاي نامطلوب از ديگران؛3 – رد درخواست هاي نامعقول ديگران؛ 4 – پذيرش كاستي هاي خود؛5 – آغاز و ادامه تعاملات با ديگران؛ 6 – ابراز احساسات مثبت؛7 – اداي جملات متعارف در هنگام مواجهه يا جدا شدن از ديگران (ريس، 1379).آموزش ابراز وجود به هر گونه فرآيند آموزشي گفته مي شود كه طي آن به فرد آموزش داده مي شود تا بتواند عواطف و احساسات اصيل خود را به طور صحيح ابراز نموده به حقوق ديگران احترام بگذارد و روابطي سالم با ديگران برقرار نمايد . آموزش ابراز وجود بر اساس روش پسيكودرام موراي[33] و ايفاي نقش ولپي[34] طراحي شده است . ولپي معتقد است كه بسياري از رفتارهاي نابهنجار با بازداري همراهند. بنابراين بايد افراد را آموزش داد تا بازداريها را بشكنند و قادر به بيان چهره به چهره و كلامي شوند. همچنين او اعتقاد دارد كه سه عامل باعث عدم بروز رفتار ابراز وجود مي شود كه عبارتند از:1 – ترس از خانواده: 2 – ترس از موقعيت اجتماعي: 3 – ياد نگرفتن بيان مناسب خشم و پرخاشگري
افرادي كه رفتار جرأت ورزانه ندارند. نمي توانند به چشم مخاطب نگاه كنند. وضع و حالت بدن افرادي كه منفعل[35] هستند طوري است كه نوك صندلي نشسته و بدن خود را در حالتي تسليم وار قرار مي دهند. حالات صورت، ايماء و اشارات، لحن و آهنگ صدا و محتواي گفتار آنان طوري است كه يا اول و يا آخر جمله را حذف مي كنند و يا به صورت جويده صحبت مي كنند و يا مطالبي را كه بيان مي كنند،‌داراي ابهام است و صداي آنها داراي لرزش است . اين افراد براي اولين بار كه با فردي مواجه مي شوند. قادر به بروز واكنش عاطفي مناسب نيستند (كلينكه[36]،1380).
در آموزش رفتار ابراز وجود، به فرد آموزش داده مي شود تا واكنشهاي مثبت، فعال و سازنده از خود در محيط اجتماعي و در ارتباط با ديگران بروز دهد. در اين شيوه ها رفتار ابراز وجود، مي تواند با دريافت تقويت محيطي همراه شده به افزايش عزت نفس[37] منجر شود. از جمله اين آموزشها مي توان از تمرينهاي رفتاري زير ياد كرد. (بساك نژاد، 1372؛ هيوز، 1375؛ گلدفريد، 1371؛ ميلتين برگر[38] ، 1997)
1 – احوالپرسي كردن و درگير شدن در بحث هاي اجتماعي و گروهي2 – بيان جملات همراه با احترام و تعارف و ادامه آن3 – به كار بردن جملاتي كه من در آنها وجود دارد4 – گفتن چرا؟ 5 – بيان احساسات6 – عدم موافقت (مخالفت كردن7 – برقراري تماس چشمي8 – خود را به طور صحيح و واقعي نشان دادن9 – دادن جواب مثبت در برابر تأييد ديگران (قدرشناسي10 – تمرين رفتار در مقابل آئينه: در شرايطي كه درجه ي انفعال ، انزوا و گوشه گيري بسيار بالاست ، بهتر است از افراد خواسته شود تا رفتارهاي لازم را براي مقابله با موقعيت هاي انفعالي در جلوي آيينه چند بار تمرين نمايند .
ه-تکنیک شش کلاه تفکر: اهداف اصلي اين تكنيك: 1-ساده كردن تفكر: پرداختن جداگانه به عواطف، منطق، اطلاعات، اميد و خلاقيت تفكري ساده تر،دقيق تر،شفاف تر،سريع تر و اثربخش تر.2-فراهم كردن زمينه جهت تغيير آگاهانه الگوهاي ذهني به منظور استفاده از تمامي ظرفيت هاي ذهني درمسیرخلاقیت
نتایج:1-فرد در اثر تعويض كلاههاي فكري، نقشش را درگروه تغيير مي دهد و نهايتاً تنوع و كثرت اين تغييرها باعث رشد خلاقيت فرد مي شود 2-هنگام بازي كردن نقش ها، فرد فكرش از ”من“ خود يا قالب هاي ذهني جدا شده و به سمت نقش هدايت مي شود. 3-افراد به فكر خود مسلط مي شوند و تنها چيزهايي را كه مي خواهند، فرامي خوانند.4-يكي از محدوديت هاي اصلي در فكر كردن، مقابله و مقاومت ”من“ انسان است كه باعث اشتباهاتي در تفكر مي گردد.
انواع تفکر: تفکربدبینانه(کلاه سیاه) =من می دونستم موفق نمی شیم، تفکرواقع بین وحسابگر (کلاه سفید)نگاه نقادانه داشتن =ببینیم منظورش چیه؟ تفکرتعامل ومشارکت( کلاه آبی)=بهتره که باهم باشیم وباهم راه حل پیداکنیم. تفکرهیجانی وتکانشی واحساسی( کلاه قرمز)=الآن حالشومیگیرم. تفکرخوشبینانه (کلاه زرد)=بابابی خیال ، دم غنیمت دار.حالشوببر. خلاقیت (کلاه سبز)=بشین ببینم چه کاری میشه کرد.چه طرح دیگری داری؟
و-تكنيك P.P.C مخففPOSITIVE: مثبت ها POSSIBLITIES: احتمالات (گسترش و تعميم )CONCERNS: نگراني ها .
کاربرد:1-تغيير و اصلاح واكنش افراد نسبت به ايده هاي جديدخودو ديگران. هريك ازمادرمعرض ايده هاي ديگران هستيم :دوست،همكار،همسايه،اقوام همسفر، همكلاسي...2-ايجاد، تقويت و رشد و توسعه استعداد و فرهنگ خلاقيت در فرد، خانواده، سازمان و جامعه. 3 -براي افراد يا سازمانهايي كه مستمراً با ايده ها و پيشنهادات ديگران سروكار دارند و يا برخورد آنان در سرنوشت ايده و انگيزه پيشنهاد دهنده تأثير مي گذارد.مثال : مديران ، والدين، اساتيد دانشگاه، معلمان، قضات ، صدا و سيما و...
ز-تكنيك ”چرا“:چراهاي دوران كودكي : زير سؤال بردن نادانسته ها!چراهاي دوران بزرگسالي : زير سؤال بردن دانسته ها و يادگرفته ها.باپرسیدن به عمق دانسته هابرویم.
ح-تکنیک ارتباط اجباری:بر قراری ارتباط بین موضوعات کاملا نامرتبط با رهایی از ”فرضیه ضبط اطلاعات زمینه ای“
مثال: محصولات شیشه ای و اسباب بازی ،لوازم خانگی و بازیها، ارتباطات و پنیر، دستگاه زیراکس و کیک
ط-تكنيك درنگ خلاق:
به كمك آن از برخي عادت ها دست مي كشيم و مسأله يا مشكلي را كشف مي كنيم.نشان دهنده تلاش آگاهانه ما برای خلاق بودن است.زماني كه دلیل موجهی براي توقف نيست؛ ولي بايد توقف كنيم(سرمایه گذاری در خلاقیت). سري كه درد نمي كند را دستمال مي بندیم! كشف نيازهاي پنهان و شناخته نشده كه مشتريان ابرازنمي كنند.مثال: آیا مشتريان هتل دوست دارند غذا براي آنهاتهيه و سرو شود. برگزاری کارگاه به شیوه کنونی مطلوب است.رانندگي اتومبيل بدون سرنشين
ی- وارونه سازي مسأله:
با ورود اطلاعات به ذهن از آنجا كه ذهن ”سيستم الگوساز خود سازمان دهنده“ است، سعي مي كند در كمترين زمان اطلاعات ورودي را در نزديكترين ، شبيه ترين و آشناترين قالب ذهني قرار دهد.چون در اين تكنيك اطلاعات وارونه وارد ذهن مي شوند ، احتمال اينكه وارد قالب جديدي شوند افزايش مي يابدودر نتيجه خروجي قالب، با گذشته تفاوت خواهد داشت.اين درك جديد ماده اوليه براي مراحل بعدي فرآيندتفكر است و موجب خلاقيت مي شود. تمرين : عادات جسمي و فيزيكي خود را حتي براي مدت كوتاهي به شكل معكوس يا متفاوت با گذشته انجام دهيد. مثال: درهم كردن دستها
فايده وارونه سازي مسأله: 1-استفاده از اين تكنيك كمك شاياني به شناسايي قالبهاي ذهني پنهان خود و ديگران مي كند.2-در ضمن ترس از شكست فرد كاهش و توان فرد براي فرارازنگرش به شيوة متداول افزايش مي يابد.3-درحل تنش های روانی در منزل و محل کارمفیداست.
ک-تکنیک اسکمپر (SCAMPER)= Substitute-ombine-Adapt(adopt)-Modify(magnify)-Put to other uses-Eliminate-Rearrangement –
Substitute جانشين سازي :چه موادی را می توان به جای مواد قبلی به کار برد؟ مثال: هنگام بارندگی از چه طریقی می توان مانع خیس شدن موی سرشد؟(غیر از چتر ، کلاه...)
Combineتركيب كرد ن:دستمال كاغذ ي رايحه اي-كفش صدا دار،ترکیب دو نوع عدسی و ساخت عینکهای دو تکه،برس بزرگ با یک لوله آب درون آن برای شستن پنجره قطار
Adapt(adopt)رفاه- سازگاري- تعديل كردن:نوشابه با ني خميده،تلویزیون را شبیه چه چیزی میتوان ساخت؟ ساخت هلی کوپتر از روی سنجاقک
Modify(magnify) بزرگ سازي:چطور است شکل و رنگش را عوض کنیم؟چرا آن را چند برابر نکنیم؟تولید لاستیکهای پهن10 چیز بگویید که با بزرگتر شدن فروششان بالا می رود.10 چیز بگویید که با معطر شدن فروششان بالا برود.بازی فوتبال با 2 توپ با رنگهای متفاوت
Put to other uses استفاده در سايرموارد :ما شين چمن زني خراب در دوچرخه ،با محصولات خراب شده چه کنیم؟با طرحهای تحقیقاتی که به نتیجه نرسیده اند چه کنیم؟استفاده دیگر از پوست پسته ؟اشعه x
Eliminateحذف كردن :تلفن همراه –ميكروفن بي سيمي، ساده سازی فرایندهای سازمان ، امواج صوتی با طول موج کوتاهتر، موتور انژکتوری به جای دیزلی برای سبک کردن ماشین 10 چیز بگویید که با کوچک شدن فروششان افزایش می یابد.
Rearrangementمعكوس سازي:بعد از فروش پس گرفته مي شود،طراحی اتومبیل با موتور پشت، تغییر ساعات کار ادارات جهت کنترل ترافیک
توصیه های عمومی برای پرورش خلاقیت:
1-شناسایی مکانها و زمانهای تحریک کننده خلاقیت.2-به آهنگهای الهام بخش گوش کنید؛مثلا: آهنگ باران!3-از مکانهای رویایی مثل موزه ها و آثار باستانی بیشتر دیدن کنید.4-به جاهایی که تا به حال نرفته اید بیشتر سفر کنید.5-اشیای محل کار تان و روی میزتان را از اشیای پیچیده و عجیب و غریب انتخاب کنید.6- سعی کنید مخالف عادتهای خود رفتار کنید.7-دکوراسیون منزل و محل کار خود را مرتب تغییر دهید.8-همیشه از نمایشگاه اختراعات و اکتشافات دیدن کنید.9-از افراد غریبه ، بی خبر و حتی بچه ها در حل مساله تان کمک بگیرید.10-برای خلق ایده ها حداقل تعیین کنید؛ مثلا 50 ایده حداقل11-معما زیاد حل کنید.12- مراقب وسوسه ارزیابی اقتصادی قبل از موعد باشید.13-تکنیکهایی را که در خلال کارگاه آموختید تمرین کنید.14-سعی کنید تکنیک شش کلاه فکری را در منزل ،محل کارو بین دوستان خود رایج کنید.15- به مشکلات به عنوان فرصت نگاه کنید.16-اگر مساله ای دو راه حل دارد آن را از راه سوم حل کنید!
سم های کشنده خلاقیت:
1-اینها فرضیه است، اهل عمل باش!2-اشتباه چیز بدی است.3-بازی عملی لغو و بیهوده است.4-این مشکل و مساله به من مربوط نیست.5-احمق(ابله) نشو!6- شوخی موقوف!7- من نمی توانم!
 
 
موضوعات مرتبط: Creativity خلاقیت . مهارتها و انواع تفکر .P4C، خلاقیت  Creativity
[ چهارشنبه ۱۳۸۶/۰۳/۳۰ ] [ 11:12 ] [ مدیر گروه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

"تحقیقات آموزشی""آموزش و پرورش"  kharazmi"یادگیری  ""دانش آموز" معلم  "روش تدریس"مدیریت آموزشی "نظارت و راهنمایی"مدیریت  درس  برنامه ریزی ارزشیابی   تحقیق  پژوهش   "یاددهی و یادگیری""گروههای آموزشی" "تکنولوژی آموزشی"   معلمان  دین  مدیریت "برنامه ریزی" اختلالات یادگیری."Education" learning "student" teacher "teaching methods" "Supervision" course management planning exercise research study evaluating "teaching and learning" "educational research" "departments" "educational technology" teachers,learning disabilities.learning disorders
management "planning "Instructor Training
موضوعات وب
امکانات وب



در اين وبلاگ
در كل اينترنت