قالب وبلاگ

تحقیقات آموزشی   EDUCATIONAL RESEARCH
Educational Research  تحقیقات آموزشی سنجش و اندازه گیری آموزش تدریس روش تحقیق 
لینک های مفید
v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}
دانشگاه علوم پزشكي تهران
دانشكده پزشكي
دفتر توسعه آموزش
 
 
 
 
 
 
 
 
راهنماي تدوين
اهداف آموزشي
 
 
 
تهيه و تنظيم
دكتر مهشيد تاج، دكتر عظيم ميرزازاده
 
 
 
خرداد ماه 1385
اهداف آموزشي
 
مقدمه:
آموزش فرايندي است كه هدف اصلي آن ايجاد تغيير در فرد آموزش گيرنده است. تغيير مي‌تواند در هر يك از سه دامنه دانش (Knowledge) ، مهارت علمي (Psychology) و نگرش (attitude) ايجاد شود. براي ايجاد اين تغييرات در فرد آموزش گيرنده لازم است كه يك برنامه آموزشي مدون و منسجم تدوين گردد و چون طراحي يك برنامه بدون تعيين دقيق اهداف آن ممكن نيست، تدوين اهداف آموزشي از اهميت بسياري برخوردار است.
بهتر است پيش از ورود به بحث آموزشي خاطر نشان كنيم كه شيوه آموزش قرن‌ها بدون تغيير بوده و با اين كه نيازهاي جامعه اكنون با توجه به دگرگوني‌هاي سريع در كشورها در حال تغيير است، متأسفانه آموزش كاركنان پزشكي و بهداشتي تغيير اندكي داشته و فرم سنتي خود را حفظ كرده است. چيزي كه امروز مورد نياز مي‌باشد اطمينان از متناسب بودن برنامه‌هاي آموزشي است. شكي نيست كه ديگر نمي‌توان از مدل‌هاي قديمي يا در كشورهاي در حال توسعه، از جمله ما، از مدلهاي خارجي الگوبرداري كرد. بايد سيستم آموزشي هر كشور در تمام سطوح بازنگري شده و به سمتي پيش رود كه هماهنگ با ساختار و تأمين كننده نيازهاي آن كشور باشد. در اين راستا هيچ سيستم آموزشي نمي‌تواند مفيد باشد. مگر آنكه اهداف آن به وضوح تعريف شود. زيرا اعضاي گروه بهداشتي و پزشكي بايد مبتني بر اهداف از پيش تعيين شده براي انجام وظايفي كه بر عهده دارد آموزش ببيند. بنابراين به جاي آنكه آموزش نتيجه جمع‌آوري اطلاعات غيرانتخابي باشد بايد به صورت انتخابي و با تعيين اهداف قابل دستيابي هدف‌مند شود تا اگر هدف در طي زمان تغيير يابد برنامه نيز با توجه به آن اصلاح گردد در نهايت بايد به خاطر داشت كه هر چند اهداف آموزشي زيربناي هر برنامه‌ريزي آموزشي محسوب مي‌شود، ولي براي تعيين آنها  توجه به نيازهاي جامعه و امكانات موجود مثل نيروي انساني و منابع ضروري است.
 
اهميت
اهميت اهداف آموزشي را مي‌توان در موارد زير خلاصه كرد:
·        كمك و هدايت در انتخاب محتواي آموزشي برنامه و تعيين اولويت‌هاي نسبي اجراي مختلف آن.
·        كمك به انتخاب روش‌هاي آموزشي مناسب.
·        مشخص كردن انتظاراتي كه در پايان دوره از آموزش گيرندگان وجود دارد.
·        كمك به انتخاب روش‌هاي ارزيابي مناسب.
·        فراهم كردن امكان برقراري ارتباط با سايران، شامل آموزش گيرندگان، اعضاي هيأت علمي، مديران برنامه‌هاي دستياري، مديران گروه‌ها و مسؤولان پذيرش دستيار، در مورد برنامه آموزشي.
 
سطوح اهداف آموزشي
اهداف آموزشي را در سه سطح مي‌توان نوشت: كلي، بينابيني و اختصاصي
اهداف آموزشي كلي (general objectives) منظور كلي برنامه آموزشي را بيان مي‌كند و مي‌توان از آنها به عنوان شاخصي براي قضاوت در مورد كل برنامه آموزشي استفاده نمود. با اين تعريف از اهداف كلي مي‌توان انتظار داشت كه نكات مشتركي در كليه برنامه‌هاي آموزشي رشته پزشكي وجود داشته باشد. براي مثال بديهي است كه همه پزشكان، پرستاران و دندان‌پزشكان وظايف مشابهي در درمان، پيشگيري و آموزش بهداشت به عموم مردم داشته باشند. اما بعد از آن كه جزئيات بيشتري در اين اهداف گنجانده مي‌شود، يعني زماني كه اهداف بينابيني و اختصاصي شكل مي‌گيرند، تفاوت در اهداف برنامه‌هاي مختلف مشخص مي‌شود. اين تفاوت‌ها به علت اختلاف در محتوا و ساختار برنامه‌هاي آموزشي مي‌باشد؛ و اين خود ناشي از تفاوت در نيازهاي جوامع و كشورهاي مختلف است.
در سطح بعدي اهداف بينابيني (intermediate objectives) قرار دارد كه با شكستن هر هدف كلي به اجزاي كوچكتر بدست مي‌آيد. اين اجزا فعاليت‌هاي تخصصي هستند كه به نوبه خود قابل تقسيم شدن به اجزاي اختصاصي‌تري به نام اهداف اختصاصي هستند. به عبارت ديگر مي‌توان گفت تمام اهدافي كه نه كلي و نه اختصاصي هستند در سطح بينابيني مي‌گنجند. با توجه به اين توضيحات مشخص مي‌شود كه مي‌توان براي هر هدف كلي اهداف بينابيني متعدد و در سطوح مختلف تدوين كرد.
بر خلاف اهداف كلي كه جامع و همگاني هستند، اهداف بينابيني نيازهاي بهداشتي و پزشكي را در يك جمعيت در محدوده‌هاي مشخص معين مي‌كند. بنابراين مثلا با توجه به اختلاف در اپيدميولوژي بيماري‌هاي عفوني در كشورهاي مختلف، تعيين نيازها و اهداف براي پيشگيري از اين گونه بيماري‌ها متفاوت خواهد بود.
در آخرين سطح از اهداف آموزشي، اهداف اختصاصي (Specific objectives) قرار دارند. بسط و اولويت‌بندي اهداف اختصاصي قابل اندازه‌گيري (Specific measurable objectives) مفهوم محتواي برنامه آموزشي را روشن مي‌كند و راهنماي انتخاب روش‌هاي آموزشي و ارزيابي مناسب است.
اهداف اختصاصي بايد وظيفه هر فرد را با توجه به فعاليت‌هاي تعريف شده و اهداف بينابيني دقيقا مشخص كنند.
در نوشتن اهداف اختصاصي قابل اندازه‌گيري (بر خلاف اهداف كلي) قويا توصيه مي‌شود از كلمه‌ها و عبارتهايي استفاده شود كه داراي تعابير محدودي است (مثل فهرست كند يا شرح دهد) و از به‌كارگيري كلماتي كه داراي معاني متعددي هستند (مثل بداند يا قادر باشد) پرهيز شود.
جدول شماره (1) فهرستي از كلمات با دقت بيشتر و كمتر را براي استفاده در نوشتن اهداف نشان مي‌دهد در نهايت لازم است افرادي كه در تهيه برنامه آموزشي شركت نداشته‌اند اهداف نوشته شده را مورد بازبيني قرار دهند تا اطمينان حاصل شود كه نويسندگان توانسته‌اند به درستي منظور خود را در اين اهداف بيان كنند. چند مثال از اهداف نوشته شده ضعيف و مناسب در جدول شماره (2) نشان داده شده است.
نحوه نوشتن اهداف اختصاصي با توجه به شرايط گفته شده بعداً شرح داده خواهد شد. در صفحات بعدي مثال‌هايي از سطوح مختلف هدف آمده است.
در آخر بايد ذكر شود كه در بعضي منابع اهداف به دو سطح كلي و اختصاصي تقسيم شده‌اند و واژه goal به جاي هدف كلي و objective به جاي هدف اختصاصي به كار رفته است در اين مبحث واژه هدف معادل objective گذاشته شده كه در قسمت سطوح اهداف با كلمات general ,intermediate & specific به معني كلي، ‌بينابيني و اختصاصي تعريف شده است.
 
تدوين اهداف اختصاصي
تدوين اهداف آموزشي مهارتي است كه ارزش و اهميت آن به خوبي شناخته نشده است. با وجود اهميتي كه اهداف آموزشي در شرح و تعيين اهداف يك برنامه آموزشي دارند آموزش گيرندگان، آموزش دهندگان و طراحان برنامه آموزشي در برخورد با آن دچار مشكل بسياري مي‌شوند.
كليد نوشتن اهداف آموزشي مفيد آن است كه آنها را اختصاصي و قابل اندازه‌گيري كنيم. چنين اهدافي بايد داراي پنج بخش اساسي باشند:
چه كسي
 
در چه زماني
 
چه كاري را
 
چقدر (چگونه)
 
انجام خواهد داد.
 
دستيار
 
در پايان دوره دستياري
 
اندازه‌گيري قند خون
با گلوكومتر را
در 90 درصد موارد
(با استفاده از راهنما)
انجام خواهد داد.
 
 
انواع اهداف
در طرح‌ريزي يك برنامه آموزشي بايد به انواع مختلف اهداف آموزشي توجه داشته باشيم انواع هدف شامل اهداف مربوط به توانايي‌ها و قابليت‌هاي كسب شده توسط آموزش گيرنده، اهداف مربوط به توانايي‌ها و قابليت‌هاي كسب شده توسط آموزش گيرنده، اهداف مربوط به فرايند آموزش و اهداف مربوط به پيامدهاي برنامه آموزشي و سيستم مراقبت‌هاي پزشكي مي‌باشند. هر يك از اين اهداف را مي‌توان براي فرد آموزش گيرنده، مجموع آموزش گيرندگان، و يا برنامه آموزشي تدوين شود. در جدول شماره (3) مثال‌هايي از اهداف آموزشي براي يك برنامه آموزشي ترك سيگار آمده است.
 
·        اهداف آموزشي آموزش گيرنده
اهداف آموزشي آموزش گيرنده شامل اهداف مرتبط با يادگيري در حيطه شناختي (cognitive)، عاطفي (affective) و سايكوموتور (psychomotor) است. اهداف آموزش گيرنده كه مربوط به حيطه شناختي آموزش است. اغلب اهداف دانشي (knowledge) ناميده مي‌شود. اگرچه واژه اخير تأكيد بيشتري بر دانستن اصول و واقعيت‌هاي علمي دارد، ولي اهداف شناختي علاوه بر سطوح ساده‌اي مانند آگاهي از اصول و واقعيت‌هاي علمي، سطوح عالي شناختي مانند حل مسأله و تصميم‌گيري‌هاي باليني را نيز در بر مي‌گيرد.
مثال ـ هدف شناختي: در انتهاي برنامه آموزشي بيماري‌هاي اعصاب، آموزش‌ گيرنده بايد بتواند روش مقرون به صرفه براي ارزيابي و اداره اوليه بيماران مبتلا به دمانس را (روشي كه شامل حداقل 6 مورد از 8 مورد ذكر شده در دست نامه (handout) باشد) به صورت مشروح بنويسد.
اهداف آموزش گيرنده در حيطه عاطفي معمولا به عنوان اهداف نگرشي ذكر مي‌شود. اين اهداف به نگرش‌هاي خاص، ارزش‌ها، عقايد، سوداگرايي‌ها، احساسات يا انتظاراتي كه بر روند فراگيري يا عملكرد تأثير مي‌گذارند، اشاره دارد. توضيح و سنجش اهداف عاطفي معمولا بسيار دشوارتر از اهداف شناختي است. بنابراين، اگر چه اين اهداف در بيشتر برنامه‌هاي آموزشي براي دانشجويان پزشكي، پزشكان و ساير تهيه كنندگان برنامه مشخص است، اما بسياري از افراد نمي‌توانند به راحتي آنها را با واژه‌هاي واضح و روشن بنويسند. با توجه به اهميت و جايگاهي كه مسائل مربوط به محيط عاطفي در برنامه آموزشي دارند، لازم است طراحان برنامه آموزشي اهدافي را در اين حيطه مشخص كنند. حتي اگر نتوان به‌طور عيني ميزان دستيابي به اين اهداف را سنجيد، آنها مي‌توانند به تعيين جهت‌گيري‌هاي آموزشي كمك كنند.
مثال ـ هدف عاطفي: در انتهاي برنامه آموزشي HIV، تمام دستياران مي‌توانند نگرش و عقايد خود را در مورد بيماران HIV كه معتاد هستند مشخص كنند و با همكاران و استادان خود در مورد تأثير آن بر اداره چنين بيماراني بحث نمايند.
اهداف آموزش گيرنده در حيطه سايكوموتور آموزش اغلب به عنوان مهارت (Skill) با اهداف رفتاري (behavioral objectives) ناميده مي‌شود. اين اهداف بر وظايف خاص سايكوموتور با اعمالي دلالت مي‌كند كه در آنها حركت دست و بدن، بينايي، شنوايي، گفتار يا لمس دخالت دارد. گرفتن تاريخچه ارتباط بين فردي، معاينه فيزيكي، ثبت اطلاعات، مهارتهاي عملي و آموزش بيمار در اين حيطه مي‌گنجد. در نوشتن اهداف مرتبط با مهارت‌هاي سايكوموتور بهتر است مشخص شود آيا از آموزش گيرندگان فقط انتظار مي‌رود كه به توانايي انجام يك مهارت دست يابند (هدف مهارتي يا توانشي)* يا انتظار مي‌رود مهارت مورد نظر را در رفتار معمول خود وارد كنند (هدف رفتاري يا كنشي). در هر صورت چه مهارت سايكومكوتور به عنوان هدف توانشي و چه به عنوان هدف كنشي نوشته شود، نقش مهمي در انتخاب روش‌هاي آموزشي و ارزيابي دارد.
مثال ـ هدف مهارتي يا توانشي: در انتهاي برنامه آموزشي تمام دانشجويان پزشكي بايد بتوانند ميزان مصرف الكل را در يك بيمار واقعي و بدلي (simulated) با استفاده از پرسشنامه استاندارد، تعيين كنند. (دستيابي به اين مهارت يا هدف توانشي مي‌تواند با نظارت مستقيم آموزش دهنده يا با نوار ويديويي سنجيده شود).
مثال ـ هدف رفتاري يا كنشي: تمام دانشجوياني كه برنامه آموزشي را به اتمام رسانده‌اند، به طور معمول 80% موارد از پرسشنامه استاندارد براي بدست آوردن ميزان مصرف الكل توسط بيمار خود استفاده خواهند كرد (دستيابي به اين هدف رفتاري يا كنشي را مي‌توان با بررسي يك نمونه تصادفي از شرح حالي كه دانشجو در طي دوره آموزش عملي از بيماران جديد خود تهيه مي‌كند، سنجيد).
بايد به خاطر داشت يك هدف آموزشي اغلب شامل اجزايي از چند حيطه است. اما اگر هدف واضح نوشته شده باشد طبقه‌بندي آن اهميت چنداني ندارد.
مثال ـ هدف چند حيطه‌اي: در يك برنامه آموزشي در حيطه رواني ـ اجتماعي مراقبت پزشكي، يك هدف مي‌تواند اين باشد كه در پايان برنامه آموزشي هر دستيار پزشكي بتواند با استفاده از اشاره‌هاي غيرگفتاري، افسردگي را در بيماران خود تشخيص دهد.
در اين مثال تشخيص اشاره‌هاي غير گفتاري علاوه بر دانستن اين كه بايد به دنبال چه اشاره‌هاي غيرگفتاري بود (حيطه دانشي)، به مجموعه پيچيده‌اي از مهارت‌هاي مربوط به ارتباط متقابل پزشك و بيمار از جنبه‌هاي بينايي و شنوايي بستگي دارد (حيطه سايكوموتور) آگاهي از حيطه‌هاي مختلف اهداف آموزش گيرنده از آن جهت ارزشمند است كه فرد كمك مي‌كند تا جنبه‌هاي مختلفي را كه براي رسيدن به هدف آموزشي كلي وجود دارد تشخيص دهد و با توجه به آن اهداف اختصاصي و راهبردهاي آموزشي مناسب را انتخاب نمايد.
 
اهداف فرايند (Process)
اين اهداف به فرايند برنامه ارتباط دارد. اهداف فرايند مي‌توانند بيان كننده انتظاراتي كه از ميزان و نحوه مشاركت آموزش گيرندگان در برنامه آموزشي وجود دارد و نيز واكنش آموزش گيرندگان با هيأت علمي به آن برنامه باشند.
 
مثال ـ اهداف فرايند فردي (individual)
هر دانشجوي پزشكي در دوره آموزش عملي ارتوپدي خود حداقل چهار روز در هفته و هر روز به مدت سه ساعت بيماران سرپايي را در درمانگاه بررسي و معاينه مي‌كند، حداقل 30 دقيقه در هر جلسه به بحث در مورد بيماران با استاد خود مي‌پردازد، حداقل در 90% از برنامه‌هاي آموزش تدريسي و كنفرانس‌هاي معرفي بيمار حضور مي‌يابد و به انتخاب خود بحثي در مورد يك موضوع باليني ارائه مي‌دهد.
مثال ـ اهداف فرايند برنامه (Program)
در انتهاي دوره حداقل 90% دانشجويان فرم‌هاي ارزيابي را كامل مي‌كنند و تحويل مي‌دهند و حداقل 80% دانشجويان اين دوره را به عنوان تجربه‌اي ارزشمند به ساير دانشجويان توصيه مي‌كنند (نمره 3 با 4 در درجه‌بندي چهار قسمتي).
 
اهداف پيامد (Outcome)
اهداف پيامد مربوط به نتايج و پيامدهاي بالقوه با آثار يك برنامه آموزشي، وراي مواردي كه در اهداف آموزش گيرنده يا فرايند مشخص شده، مي‌باشد. اهداف پيامد مي‌تواند شامل نتايج يك برنامه آموزشي بر سلامت بيماران يا انتخاب آينده شغلي پزشكان باشد. پيامدهاي در دسترس‌تر (نزديك‌تر) مي‌تواند شامل تغيير در رفتار بيماران يا پزشكان باشد. گاهي يك برنامه آموزشي ممكن است بخواهد اهداف سايكوموتور (رفتاري يا كنشي) خاصي را براي آموزش گيرندگان به عنوان اهداف پيامد طبقه‌بندي كند.
مثال ـ هدف پيامد آينده شغلي :(Career) ظرف 5 سال بعد از فراغت از تحصيل حداقل 80% از فارغ‌التحصيلان برنامه‌هاي دستياري بيماري‌هاي داخلي، موقعيت‌هاي شغلي در زمينه بيماري‌هاي داخلي را به دست مي‌آورند.
مثال ـ اهداف پيامد كنشي و سلامتي (performance & health)
پزشكاني كه در دو جلسه دوره آموزش مداوم در مورد اصول پايه مهارت‌هاي مصاحبه شركت كرده‌اند، در جلساتي كه، يك تا دو ماه بعد از اتمام آن، به منظور ارزيابي نتيجه اين دوره آموزشي برگزار مي‌گردد مي‌توانند از مهارت‌هاي آموخته شده خود در مواجهه با بيمار، به ميزان قابل ملاحظه‌اي بهتر از پزشكان گروه كنترل استفاده كنند. علاوه بر اين آن دسته از بيماران آنها كه دچار آشفتگي روحي شده‌اند و در پرسشنامه عمومي سلامت (GHQ) نمره 5 يا بيشتر گرفته‌اند، نسبت به بيماران پزشكان گروه كنترل ، بهبود قابل ملاحظه‌اي را دو هفته، سه ماه و شش ماه بعد از مصاحبه‌شان مي‌دهند.
معمولا منطقي نيست كه انتظار داشته باشيم اثرات برنامه آموزش پزشكي بر كيفيت پيامد مراقبت از بيمار به آساني قابل اندازه‌گيري باشد (براي مثال ممكن است دانشجويان پزشكي تا سال‌ها بعد از اتمام يك برنامه آموزشي مسئووليتي در قبال بيماران نداشته باشند). اما به هر حال بيشتر برنامه‌هاي آموزش پزشكي بايد به گونه‌اي طراحي شوند كه اثرات مثبت بر كيفيت مراقبت از بيماران داشته باشند. حتي اگر ارزيابي يك برنامه آموزشي از نظر پيامدهاي آن دشوار يا نا ممكن باشند. گنجاندن بعضي از اهداف پيامد در طراحي يك برنامه آموزشي مي‌تواند بر نتيجه، انتخاب محتوا، و روش‌هاي آموزشي آن تأثير بگذارد.
مثال ـ گنجاندن اهداف مربوط به پيامد سلامتي در برنامه آموزشي در مورد بيماري‌هاي شايع منجر به تأكيد بيشتر بر محتوا و مهارت‌هاي تصميم‌گيري باليني كه انتظار مي‌رود بر پيامد اين بيماران اثر بگذارد خواهد شد.
در اينجا يك بار ديگر مرور مثالهاي جدول شماره (3) توصيه مي‌شود.
ملاحظات
با اين كه اهداف آموزشي بخش مهمي از هر برنامه آموزشي را تشكيل مي‌دهد بايد به خاطر داشت كه بخش زيادي از آموزش از تجربياتي وراي فهرست اهداف از پيش فرض شده به دست مي‌آيد. براي مثال بسياري از آموزش گيرندگان در نتيجه برخوردهاي از قبل پيش‌بيني نشده با بيماران خود در چرخش‌هاي باليني آموزش مي‌بينند. در بسياري مواقع مفيدترين نوع آموزش از نيازهاي آموزشي كه براي هر فرد آموزش گيرنده توسط خود وي و استادانش مشخص و دنبال مي‌گردد، بدست مي‌آيند. تهيه فهرستي طولاني از اهداف مي‌تواند آموزش گيرندگان و همچنين آموزش دهندگان را خسته كند، خلاقيت را از بين ببرد و آموزش وابسته به نيازها و تجارب فرد را محدود كند. از سوي ديگر اگر هيچ هدف آموزشي نوشته نشود، تجارب آموزشي متمركز نشده و دستيابي به اهداف مهم شناختي، عاطفي با سايكوموتور حاصل نمي‌شود.
اهداف كلي زمينه لازم براي هدايت جامع و مطالب يك برنامه آموزشي را فراهم مي‌كنند. يك بخش دشوار و مهم در برنامه ريزي آموزشي، فراهم كردن تعداد معقولي از اهداف اختصاصي است كه اعمال زير را انجام دهند.
·        تعبير و تفسير اهداف كلي
·        تأكيد و تقدم دادن به اجزايي از برنامه كه براي رسيدن به اهداف كلي ضروري هستند،
·        تشويق (يا حداقل محدود نكردن) خلاقيت، انعطاف‌پذيري و آموزش غير اختصاصي در چارچوب اهداف كلي برنامه آموزش
مثال ـ يك هدف كلي برنامه دستياري بيماري‌هاي داخلي براي آموزش گيرندگان مي‌تواند اين باشد كه در تشخيص و اداره مقرون به صرفه مشكلات شايع باليني مهارت پيدا كنند. وقتي اين مشكلات باليني تعيين شدند بايد مشخص شود آيا مجموعه‌اي كه براي آموزش فراهم شده تجربه باليني كافي را، براي رسيدن به اين هدف براي آموزش گيرندگان ايجاد مي‌كند يا خير.
اهداف كلي براي چرخش‌هاي باليني در همان برنامه دستياري ممكن است اين باشد كه دستياران توانايي يادگيري مستقل را كسب كنند، مهارت تصميم‌گيري صحيح باليني را به دست آورند و در مراقبت از بيماران از رويكردهاي بيمار مدار (patient centered) استفاده كنند.
اهداف اختصاصي قابل اندازه‌گيري مربوط به فرايند آموزش بدون ايجاد محدوديت‌هاي غير ضروري دستيابي به اين اهداف را تسهيل مي‌كند. چنين هدفي مي‌تواند اين باشد كه هر دستيار در طي دوره يك ماهه چرخش باليني، يك گزارش 15 دقيقه‌اي در مورد نحوه اداره مشكل يكي از بيماران خود ارائه كند و در آن اصول اپيدميولوژي باليني، تصيم‌گيري باليني مقرون به صرفه بودن ارائه خدمات و توجه به تمايلات بيمار يا خانواده او در نحوه درمان را بيان كند. يك هدف ديگر ممكن اين باشد كه هر دستيار در طي دوره، حداقل چند مطالعه هدفمند را در باره بيمار خود انجام دهد و به طور مختصر در راندها نتايج انتخابي مطالعه خود را بر پايه منابعي كه استفاده كرده گزارش كند. معمولا لازم است براي دستيابي به تعدادي از اهداف اختصاصي قابل اندازه‌گيري كه واقعا با نيازهاي آموزش گيرنده مورد نظر در برنامه مطابقت داشته باشد، چندين بار اهداف آموزشي بازنويسي شوند.
مثال ـ در مثال قبلي، برنامه آموزشي تهيه شده توسط هيأت علمي براي دستياران در مورد ديابت ممكن است با اهداف اختصاصي زير كه بايد در انتهاي برنامه كسب شوند، شروع شود:
1-     هر دستيار قادر خواهد بود تمام عوارض ديابت را فهرست كند.
2-    هر دستيار قادر خواهد بود بيماري تصلب شرايين قلبي ـ عروقي، رتينوپاتي / كوري، نفروپاتي، نوروپاتي و مشكلات مربوط به پا / قطع پا را به عنوان عوارض ديابت و ملاحظات خاص طبي كه از بروز هر كدام از اين عوارض جلوگيري مي‌كند فهرست كند.
3-    هر دستيار قادر خواهد بود تمام يافته‌هاي طبي را كه در هر نوروپاتي به عنوان عارضه ديابت اتفاق مي‌افتد فهرست كند (مي‌توان اهداف اختصاصي مشابهي را در مورد ساير عوارض ديابت نوشت).
4-     دستيار چگونگي استفاده از انسولين را بداند.
بعد از نظرخواهي و اعمال اصلاحات لازم ممكن است هدف (1) حذف شود چون به نظر مي‌رسد به خاطر آوردن تمام عوارض ديابت بدون توجه به شيوع و انواع راه‌هاي اداره آن ارزش چنداني ندارد. هدف (3) مي‌تواند حذف شود چون احتياج به اطلاع از جزيياتي دارد كه براي متخصص بيماري‌هاي داخلي لازم نيست. هدف (4) مي‌تواند رد شود چون خيلي كلي است و بايد با استفاده از عبارات خاص قابل اندازه‌گيري و بازنويسي شود. هدف (2) قابل دستيابي است چون به قدر كافي داراي جزييات است و با هدف آموزشي تربيت دستياراني ماهر در تشخيص و اداره مقرون به صرفه مشكلات باليني ارتباط دارد. در فرايند بالا گروه طراح اهداف آموزشي بعد از اطمينان از اين كه باقي مانده اهداف به قدر كافي اختصاصي و مربوط (relevant) هستند كه بتوانند آموزش و ارزيابي را هدايت و روشن كنند، تعداد را كاهش مي‌دهد.
 
نتيجه:
نوشتن اهداف آموزشي در طراحي برنامه آموزشي امري ضروري و حياتي است. اهداف آموزشي كه خوب نوشته شده باشند برنامه آموزشي را تعريف و روشن كنند. اين اهداف براي تهيه كنندگان آن امكان هدايت برنامه، انتخاب راهبردهاي آموزشي و روش‌هاي ارزيابي را فراهم مي‌كنند.
 

هدف كلي
متخصص بيماري‌هاي داخلي پزشكي است كه به ارتقاي سطح سلامتي، پيشگيري، تشخيص و درمان بيماري‌ها در مردان و زنان، از هنگام بلوغ تا زمان پيري در شرايط سلامتي و تمام مراحل حاد و مزمن بيماري مي‌پردازد.  
اهداف بينابيني (رده اول)
دستيار بعد از اتمام چهار سال دوره آموزشي خود بايد دانش و مهارت‌هاي زير را فرا گرفته باشد.
1ـ تشخيص و اداره بيماران با اختلالات حاد و مزمن اندوكرينولوژي و متابوليسم
2ـ تشخيص و ادره بيماري‌هاي دستگاه گوارش و كبد در بيماران بستري و سرپايي
3 ـ ...............................................                                            4 ـ ....................................................    
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  

اهداف بينابيني (رده دوم)
دستيار بايد در پايان دوره آموزشي خود بتواند در مورد اختلالات حاد و مزمن اندوكرينولوژي و متابوليسم:
1ـ به اداره تظاهرات شايع بيماري‌ها بپردازد.                  2ـ مهارت‌هاي پروسيجرال شايع را انجام دهد.
3ـ آزمايش‌هاي معمول را درخواست كند.                     4ـ آزمايش‌ها را تفسير كند.    
 
 
 
 
 
  
 
 
 
 

اهداف اختصاصي
دستيار بيماري‌هاي داخلي بايد بتواند در پايان دوره آموزشي خود به اداره مهارت‌هاي پروسيجرال شايع زير بپردازد.
1ـ حداقل در 90% موارد قند خون را بر اساس راهنماي ارائه شده با گلوكومتر اندازه‌گيري كند.
2ـ حداقل در 80% موارد FNA ندول تيروييد را، بر اساس راهنماي ارايه شده انجام دهد.
3ـ ..........................................                         4ـ ............................................
     
 
جدول شماره 1ـ عبارت‌ها و كلمه‌هاي با دقت بيشتر و كمتر در نوشتن اهداف
عبارت‌هاي با دقت كمتر
عبارت‌هاي با دقت بيشتر
بداند يا بفهمد
فهرست كند
از حفظ بگويد
ارايه كند
افتراق دهد، دسته‌بندي كند
تعريف كند
توصيف كند
مثال بزند
قادر باشد
چگونگي .... را بداند
شرح و انجام دهد (توسط ...ارزيابي شود)
دروني كند
به كار برد يا در عملكرد خود وارد كند (توسط .... ارزيابي مي‌شود).
اهميت ... را درك كند
بر اساس اهميت اولويت‌بندي كند.
 
باور داشته باشد
يك باور يا رأي را تشخيص دهد يا اولويت بندي كند
ياد بگيرد
ميتوانيد يكي از عبارت‌هاي بالا را به كار ببريد
تدريس كند
ميتوانيد يكي از عبارتهاي بالا را به كار ببريد (مراقب باشيد در نوشتن اهداف آموزش گيرنده، آموزش دهنده و آموزش گيرنده را با هم اشتباه نگيريد).
 
جدول شماره 2. مثال‌هايي از اهداف تهيه شده مناسب و نامناسب              
اهداف نامناسب
اهداف مناسب
دستياران روش‌هاي تزريق مفصلي را مي‌آموزند. (انواع تزريقاتي كه آموخته مي‌شود مشخص نشده است. روشن نيست كه آيا شناختن روش كافي است يا مهارت انجام آن بايد فرا گرفته شود. مشخص نيست اين آموزش تا چند وقت بايد تكميل شود و چقدر مهارت بايد كسب شود. هدف سمت چپ تمام اين موارد را نشان مي‌دهد).
در انتهاي دوره دستياري هر دستيار بيماري‌هاي داخلي حداقل يك بار (با توجه به پروتكل پيوست) روش مناسب انجام اين مهارت را، با استفاده از منابع و تحت نظارت مناسب، شرح و انجام دهد:
تزريق ساب اكروميال، عضله دوسري و تزريق در مفصل شانه؛
آسپيراسيون داخل مفصلي و / يا تزريق داخلي مفصل؛
تزريقات اپي‌كندبليت داخلي و خارجي ؛
تزريقات براي تنوسينوويت دكوروين؛
آسپيراسيون و / يا تزريق، حداقل در يك بورس جديد، مفصل، يا ناحيه تاندوني.
 
در انتهاي دوره كارورزي بيماري‌هاي داخلي، هر دانشجوي سال ششم قادر خواهد بود اختلالات طبي سرپايي شايع را تشخيص دهد و اداره كند (اين هدف چه كسي و چه وقت را مشخص مي‌كند اما معلوم نيست در مورد كدام كار خاص دانشجوي پزشكي بايد اين مهارت را بدست آورد. دو هدف سمت چپ اين حالت اختصاصي را به هدف مي‌دهند).
در انتهاي دوره كارورزي بيماري‌هاي داخلي هر دانشجوي پزشكي سال ششم مهارت شناختي را در تشخيص و اداره فشار خون، ديابت، آنژين، COPD، هيپرلپيدمي، اعتياد به الكل و مواد مخدر، سيگار كشيدن و عفونت بي علامت HIV به دست خواهد آورد (اين امر توسط نمره ارزشيابي داخلي و امتحان نهايي مشخص مي‌شود).
در انتهاي دوره آموزش بيماري‌هاي داخلي هر دانشجوي پزشكي سال ششم در مورد هر يك از اختلالات ذكر شده در بالا حداقل يك بيمار را با مسؤول آموزش خود ويزيت خواهد كرد و با وي با همكاران خود در كنفرانس‌هاي معرفي بيمار بحث خواهد نمود.
رضايت بيماران از پزشكاني كه كاركنان آنها سه جلسه كارگاه مهارت ارتباطي را به اتمام برسانند بيشتر خواهد بود. (در اين هدف گروه مقايسه و منظور از ايجاد رضايت خاطر مشخص نيست. هدف سمت چپ، پزشكاني را كه بيماران راضي‌تري داشته‌اند، گروه مقايسه و نحوه اندازه‌گيري ميزان رضايت را دقيق‌تر مشخص مي‌كند. بايد به پرسشنامه رضايت‌مندي و بررسي توسط تماس تلفني بيمار بدلي براي توصيف دقيق پيامدهاي اندازه‌گيري شده توجه كرد).
پزشكاني كه حداقل 50% كاركنان­اشان سه جلسه كارگاه مهارت ارتباطي را بگذرانند، نسبت به پزشكاني كه تعداد كمتري از كاركنان انتها در اين كارگاه شركت مي‌كنند، داراي ميزان شكايت كمتري خواهند بود، نمره بيشتري از نظر رضايت‌مندي بيماران به دست خواهند آورد (توسط پرسشنامه سالانه ارزيابي مي‌شود) و در اداره بيماران موفق‌تر خواهند بود (توسط تماس تلفني يك بيمارنما و به صورت تصادفي بررسي مي‌شود).
 
جدول شماره3: انواع هدف، مثال‌هايي از برنامه آموزشي ترك سيگار براي دستياران
نوع هدف
فرد آموزش گيرنده
مجموع افراد يا برنامه
آموزش گيرنده
شناختي (دانشي)
در انتهاي برنامه آموزشي، هر دستيار بايد بتواند هشت گام دستيابي به مشاوره مؤثر براي ترك سيگار را فهرست كند.
در انتهاي برنامه آموزشي بيش از 80% دستياران بايد بتوانند هشت گام دستيابي به مشاوره مؤثر براي ترك سيگار را فهرست كنند و حداقل 90% آنان مي‌توانند چهار گام مهم را (با ستاره نشان داده شده است) فهرست كنيد.
عاطفي (affective)
در انتهاي برنامه آموزشي هر دستيار بيماري‌هاي داخلي بايد اهميت مشاوره ترك سيگار را، به عنوان مداخله‌اي مؤثر و مهم توسط پزشكان متخصص داخلي، بشناسد (حداقل سه نمره از درجه‌بندي چهار قسمتي).
انتظار مي‌رود در انتهاي برنامه آموزشي افزايش آماري قابل ملاحظه‌اي در مهم و سودمند دانستن انجام مشاوره ترك سيگار توسط پزشكان متخصص داخلي، در دستياران اين رشته، ايجاد شود.
سايكوموتور (مهارتي يا توانشي)
در پايان برنامه آموزشي،‌هر دستيار بيماري‌هاي داخلي بايد بتواند روش مشاوره ترك سيگار را، مطابق با هشت گام پيوست، با ايفاي نقش شرح دهد و اجرا كند.
در پايان برنامه آموزشي بيش از 80% دستياران بايد بتوانند با ايفاي نقش يك مشاوره ترك سيگار را، مطابق با هشت گام پيوست، شرح دهند و اجرا كنند.
سايكوموتور (رفتاري يا كنشي)
انتظار مي‌رود 6 ماه بعد از اتمام برنامه آموزشي، هر دستيار بيماري‌هاي داخلي حداقل با 60% از بيماران خود در مورد برنامه ترك سيگار گفتگو كند يا ميزان اين بيماران از سطح پايه بيش از 20% افزايش يابد.
انتظار ميرود 6 ماه بعد از اتمام برنامه آموزشي، افزايش آماري قابل توجهي در درصد دستياران بيماري‌هاي داخلي كه با بيماران خود در مورد برنامه ترك سيگار گفتگو كرده‌اند ايجاد شود.
فرايند پيامد
(outcome)
هر دستيار بيماري‌هاي داخلي بايد در دو جلسه كارگاه ترك سيگار شركت كند.
انتظار مي‌رود 12 ماه بعد از اتمام برنامه آموزشي، ميزان ترك سيگار در بيماران هر دستيار بيماري‌هاي داخلي به مدت حداقل 6 ماه بيش از دو برابر از سطح پايه يا بيش از 10% افزايش يابد.
حداقل 80% دستياران بيماري‌هاي داخلي بايد در دو جلسه كارگاه ترك سيگار شركت كند.
انتظار مي‌رود 12 ماه بعد از اتمام برنامه آموزشي، افزايش آماري قابل توجهي در درصد بيماران دستياران بيماري‌هاي داخلي كه سيگار را براي حداقل 6 ماه ترك مي‌كنند ايجاد شود.
                       
 
* توانش (Competence) دانش و توانايي بالقوه‌اي است كه فرد در مورد انجام كاري دارد و كنش (Performance) به كارگيري اين دانش و توانايي در انجام كار مي‌باشد. براي مثال توانايي و دانش دستيار در مورد نحوه صحيح اداره بيمار مبتلا به DKA توانش، و اين كه به طور معمول در عمل دانش و توانايي خود در اداره صحيح بيمار مبتلا به DNA استفاده كند كنش محسوب مي‌شود. 800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman","serif";}

موضوعات مرتبط: کارگاهها   Workshop، آموزش و پرورش تطبیقی، تحلیل محتوای کتب درسی Textbooks Content Analysis، Educational planning     برنامه ریزی آموزشی، برنامه ریزی درسی    Curriculum Planning
[ دوشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۰۱ ] [ 20:1 ] [ مدیر گروه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

"تحقیقات آموزشی""آموزش و پرورش"  kharazmi"یادگیری  ""دانش آموز" معلم  "روش تدریس"مدیریت آموزشی "نظارت و راهنمایی"مدیریت  درس  برنامه ریزی ارزشیابی   تحقیق  پژوهش   "یاددهی و یادگیری""گروههای آموزشی" "تکنولوژی آموزشی"   معلمان  دین  مدیریت "برنامه ریزی" اختلالات یادگیری."Education" learning "student" teacher "teaching methods" "Supervision" course management planning exercise research study evaluating "teaching and learning" "educational research" "departments" "educational technology" teachers,learning disabilities.learning disorders
management "planning "Instructor Training
موضوعات وب
امکانات وب



در اين وبلاگ
در كل اينترنت