|
تحقیقات آموزشی EDUCATIONAL RESEARCH Educational Research تحقیقات آموزشی سنجش و اندازه گیری آموزش تدریس روش تحقیق
| ||
|
نظريه هاي يادگيري اجتماعي در زمينه كج رفتاري
مجموع صاحب نظراني که موضوع يادگيري اجتماعي را مطرح ساخته اند بر اين باورند که کج رفتاري و همنوايي طي فرايندهايي مشابه ياد گرفته مي شوند و کج رفتاري نتيجه يادگيري هنجارها و ارزش هاي انحرافي به ويژه در چارچوب خرده فرهنگ ها و گروه هاي همالان است . بنابراين نکته اصلي در اين نظريه ها اين است که افراد کج رفتاري را در طول تعامل خود و طي فرايندهاي خاصي که توضيح داده خواهد شد ياد مي گيرند. سادرلند و پيوند افتراقي نظريه پيوند افتراقي ادوين سادرلند، مشهورترين نظريه از مجموع نظريه هاي جامعه پذيري يا يادگيري در مباحث کج رفتاري اجتماعي است . نکته اصلي نظريه سادرلند اين است که افراد به اين علت کج رفتار مي شوند که تعداد تماس هاي انحرافي آنان بيش از تماس هاي غيرانحرافي شان است . اين تفاوت تعامل افراد با کساني که ايده هاي کج رفتارانه دارند نسبت به افرادي که از ايده هاي همنوايانه برخوردارند (يعني تماس بيشتر آنان با کج رفتاران يا ايده هاي کج رفتاري ) علت اصلي کج رفتاري آن هاست . خلاصه اي از رويکرد سادرلند به مسأله کج رفتاري را به دليل اهميت فراوان آن نقل مي کنيم : 1ـ کج رفتاري يادگرفتني است . نه ارثي است و نه محصول بهره هوشي پايين يا آسيب مغزي و امثال آن 2ـ کج رفتاري در تعامل با ديگران آموخته مي شود. 3ـ بخش اصلي يادگيري کج رفتاري در حلقه درون گروه روي مي دهد و رسانه هاي جمعي و مطبوعات نقش دوم را ايفا مي کنند. 4ـ يادگيري کج رفتاري شامل آموختن فنون خلاف کاري و سمت و سوي خاص انگيزه ها، کشش ها و گرايش ها مي شود. 5ـ سمت و سوي خاص انگيزه ها و کشش ها از تعريف هاي مخالف و موافق هنجارها ياد گرفته مي شود. 6ـ فرد به دليل بيشتر بودن تعريف هاي موافق تخلف ، به نسبت تعريف هاي موافق با همنوايي با هنجارها کج رفتار مي شود. اين نکته ، قضيه کليدي نظريه سادرلند است . 7ـ پيوندهاي افتراقي ممکن است از نظر فراواني ، دوام ، رجحان و شدت ، متفاوت باشند. 8ـ فرايند يادگيري کج رفتاري از طريق تعامل با کج رفتاران و همنوايان ، سازوکارهاي مشابهي با هر نوع يادگيري ديگر دارد. 9ـ کج رفتاري را که خود تجلي نيازها و ارزش هاي کلي است نمي توان با همين نيازها و ارزش هاي کلي تبين کرد (سادرلند و کرسي ، 1966: 83-77). سادرلند البته قصد نداشته است که همه قضاياي نه گانه فوق را در مورد اشکال مختلف کج رفتاري بکار بندد. اما او هم مثل مرتن و به پيروي از دورکيم بر اين باور بوده است که کج رفتاري رويدادي طبيعي در جامعه است و در حالي که مرتن در سطح ساختار اجتماعي نشان داد که کج رفتاري را مي توان پاسخي عادي به شرايط اجتماعي غيرعادي دانست ، سادرلند در سطح تعامل اجتماعي ، مدعي شد که افراد به همان شيوه اي که ياد مي گيرند از قوانين تبعيت کنند، به همان شيوه هم ياد مي گيرند که کج رفتار بشوند. بنابراين سادرلند معتقد شده است که کج رفتاري را با اصول يادگيري اجتماعي بهتر مي توان تبيين کرد تا با اصول روان شناختي مرضي . گليزر و هويت پذيري افتراقي دانيل گليزر مدعي است که نظريه سادرلند رويکردي ماشين انگارانه به کج رفتاران دارد و چنين مي پندارد که تعامل با کج رفتاران شخص را به طور مکانيکي وادار به درگير شدن در امور کج رفتارانه مي کند. با اين کار قابليت هاي تصميم سازي و پذيرش نقش ، فرد ناديده گرفته شده است . گليزر در تلاش براي اصلاح اين تصوير ماشين انگارانه از کج رفتاران ، اظهار داشته است که تعامل با کج رفتاران (واقعي يا مجازي ) به خودي خود ضرري ندارد مگر اينکه به حدي برسد که فرد خو را با کج رفتاران يکي بداند و از آن ها هويت بگيرد (گليزر، 1956). بنابراين به نظر مي رسد که گليزر از نشست و برخاست افراد با کج رفتاران در جهان واقع يا در کتاب ها و فيلم ها، در صورتي که کسي از آن ها هويت نپذيرد و با آن ها به عنوان الگو و قهرمان خود برخورد نکند، هراسي ندارد، چون پيوند افتراقي را کج رفتار ساز نمي داند و علت اصلي کج رفتاري را دخالت متغير سوم يعني هويت پذيري از کج رفتاران يا هويت پذيري افتراقي مي داند. برگس و ايکرز و تقويت افتراقي رابرت برگس و رانلد ايکرز براساس نظريه تقويت در روان شناسي که مي گويد ادامه يا توقف هر نوع رفتاري بستگي به تشويق يا مجازات دارد، يعني تشويق موجب ادامه رفتاري خاص و مجازات باعث توقف آن خواهد شد، نظريه سادرلند را مورد سؤال قرار داده اند. به بيان ديگر اين دو مدعي اند که صرف پيوند با کج رفتاران کسي را کج رفتار نمي کند بلکه همين افراد کج رفتاري را در صورتي که نسبت به همنوايي - با مقدار فراواني و احتمال بيشتر - رضايت بخش تر باشد، به همنوايي ترجيح خواهند داد. برگس و ايکرز براساس قانون نيروي تقويت افتراقي مي گويند که اگر تعداد عواملي نيروهاي تقويت کننده توليد کنند، آن عاملي بيشترين احتمال وقوع را دارد که بيشترين تقويت کننده را به لحاظ مقدار، فراواني و احتمال توليد کند (برگس و ايکرز، 1966). بنابراين از نظر اين ها دخالت متغير سوم يعني تقويت افتراقي ، در فضاي پيوند افتراقي ، علت اصلي کج رفتاري است . موضوعات مرتبط: نظریه های یادگیری و تدریس Theories of learning، آموزش Education [ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۲/۲۸ ] [ 0:5 ] [ مدیر گروه ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||